فـیـکـشـن I'm not your master | P¹²

۰ نظر گزارش تخلف
هــاردِن' | فــیــکــشــن
هــاردِن' | فــیــکــشــن

جیمین نفسشو هوفی بیرون داد و چشاشو چرخوند و ابروهای جونگکوک سریع با دیدن این حرکت بالا رفت.

_چشاتو واسه من چرخوندی توله سگ ؟!

+ممنون بابت غذا

_این شد یچی ، حالام بگیر یه گوشه بخواب من باید روی پروژم کار کنم !

جیمین از پشت صندلی پا شد و همینجوری که لیوان آبشو سر میکشید سریع رفت سر کاناپه ی توی اتاق نشیمن و خودشو روی کوسنای مرتب گوشه کاناپه راحتی نرم انداخت و به خودش کش و قوسی داد.

+خووووبه ! جیمینی داشت از گشنگی میمرد..

_پس چرا زودتر نیومدی ؟!

جونگکوک بشقابارو توی سینک جا داد و به جیمین خیره شد که حالا با اخم تخسی خودشو روی کاناپه بالا کشیده بود و نگاهش میکرد.

+چون جونگکوکی با دم من شوخی زشتی کرد! اگه خودت دم داشتی دوست داشتب من دمتو بگیرم و پشت هم بکشمش؟!

جونگکوک چشاشو چرخوند و دست به سینه تکیه داد و به جیمین نگاه کرد که دمشو جلوی شکمش توی دستش گرفته بود و نگاهش میکرد.

-باشه.. دیگه اینکارو نمیکنم راضی شدی؟

+نخیرم نشدم.. نمیتونی به این زودی دلخوری منو برطرف کنی! نژاد من یه نژاد برتره تو نمیتونی با من مثل سگ های ولگرد رفتار کنی!

-بهت گفتم دیگه اینکارو انجام نمیدم توله سگ تا کی میخوای این بحثو کشش بدی؟

+تا وقتی سعی کنی از دلم دربیاری..

مکث کرد و به نیشخند شیطونش خیره شد.

-پس تا الان چه غلطی میکردم؟؟

جیمین از سر میز بلند شد و رفت سمت کاناپه ، کوسن های روی کاناپه رو پایین انداخت و بالای کاناپه ایستاد و دستاشو پشت هم گره داد.

+هیچ کااار!!!

پـــایـــان پـــارتــــ12

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

فـیـکـشـن I'm not your master | P¹²

۲۱ لایک
۰ نظر

جیمین نفسشو هوفی بیرون داد و چشاشو چرخوند و ابروهای جونگکوک سریع با دیدن این حرکت بالا رفت.

_چشاتو واسه من چرخوندی توله سگ ؟!

+ممنون بابت غذا

_این شد یچی ، حالام بگیر یه گوشه بخواب من باید روی پروژم کار کنم !

جیمین از پشت صندلی پا شد و همینجوری که لیوان آبشو سر میکشید سریع رفت سر کاناپه ی توی اتاق نشیمن و خودشو روی کوسنای مرتب گوشه کاناپه راحتی نرم انداخت و به خودش کش و قوسی داد.

+خووووبه ! جیمینی داشت از گشنگی میمرد..

_پس چرا زودتر نیومدی ؟!

جونگکوک بشقابارو توی سینک جا داد و به جیمین خیره شد که حالا با اخم تخسی خودشو روی کاناپه بالا کشیده بود و نگاهش میکرد.

+چون جونگکوکی با دم من شوخی زشتی کرد! اگه خودت دم داشتی دوست داشتب من دمتو بگیرم و پشت هم بکشمش؟!

جونگکوک چشاشو چرخوند و دست به سینه تکیه داد و به جیمین نگاه کرد که دمشو جلوی شکمش توی دستش گرفته بود و نگاهش میکرد.

-باشه.. دیگه اینکارو نمیکنم راضی شدی؟

+نخیرم نشدم.. نمیتونی به این زودی دلخوری منو برطرف کنی! نژاد من یه نژاد برتره تو نمیتونی با من مثل سگ های ولگرد رفتار کنی!

-بهت گفتم دیگه اینکارو انجام نمیدم توله سگ تا کی میخوای این بحثو کشش بدی؟

+تا وقتی سعی کنی از دلم دربیاری..

مکث کرد و به نیشخند شیطونش خیره شد.

-پس تا الان چه غلطی میکردم؟؟

جیمین از سر میز بلند شد و رفت سمت کاناپه ، کوسن های روی کاناپه رو پایین انداخت و بالای کاناپه ایستاد و دستاشو پشت هم گره داد.

+هیچ کااار!!!

پـــایـــان پـــارتــــ12