من دیشب پنهان از خودم وقتی که قلبم خواب بود چشمانم خسته از بی تو دیدنها اندکی آرامیده بود به دیدارت آمده بودم هرچند که تو نبودی ولی من باز مثل هر شب کنار آن ساحل کنار خاطراتت تا صبح گریه کردم دلنوشت تورج توجی
من دیشب پنهان از خودم وقتی که قلبم خواب بود چشمانم خسته از بی تو دیدنها اندکی آرامیده بود به دیدارت آمده بودم هرچند که تو نبودی ولی من باز مثل هر شب کنار آن ساحل کنار خاطراتت تا صبح گریه کردم دلنوشت تورج توجی
نظرات