(میخوام راجب دایان بگم بهتون که چطوری اشنا شدم)

۲۳ نظر گزارش تخلف
ARMY — nami
ARMY — nami

خیببب دو سال پیششش دایان صندلیش کنار دیوار مدرسه بود منو با دوتا از دوستام سمت پنجره نشسته بودیم من خیلی عادی داشتم با رفیقم مسخره بازی در میاوردیم که من یهو دایان رو دیدم از اول ازش خوشم میاد تا باهاش دوست شم .... وقتی دیدم دایان داخل دفترش نوشته بود BTS با ذوق به دفتر دایان اشاره کردم و گفتم بی تی اسسسسسس
وایییی چند لحظه نگام کرد و منم مونده بودم و خندیدم ولی خب رفیقم منو کشید نذاشت اون روز صمیمی شیم ولیییی بعد از اون روز دایان اتفاقی اومد سمت پنجره و خببب دوستی ما و مسخره بازی ما شروع شد
خلاصه دوسش دارم درسته اذیتش میکنم ولی خب توی لیست فرد مورد علاقه منه:)

نظرات (۲۳)

Loading...

توضیحات

(میخوام راجب دایان بگم بهتون که چطوری اشنا شدم)

۳۰ لایک
۲۳ نظر

خیببب دو سال پیششش دایان صندلیش کنار دیوار مدرسه بود منو با دوتا از دوستام سمت پنجره نشسته بودیم من خیلی عادی داشتم با رفیقم مسخره بازی در میاوردیم که من یهو دایان رو دیدم از اول ازش خوشم میاد تا باهاش دوست شم .... وقتی دیدم دایان داخل دفترش نوشته بود BTS با ذوق به دفتر دایان اشاره کردم و گفتم بی تی اسسسسسس
وایییی چند لحظه نگام کرد و منم مونده بودم و خندیدم ولی خب رفیقم منو کشید نذاشت اون روز صمیمی شیم ولیییی بعد از اون روز دایان اتفاقی اومد سمت پنجره و خببب دوستی ما و مسخره بازی ما شروع شد
خلاصه دوسش دارم درسته اذیتش میکنم ولی خب توی لیست فرد مورد علاقه منه:)

سرگرمی و طنز