رمان
Baby sanazi(درخواستی میزارم)
-۲۱ / ۵
پارت پنجم رمان
عصر یخبندان
پارت5
چند ثانیه چشامو بستن و باز کردم انگار خواب به من نیومده بود
یکم به گذشته به اصتلاح شاهانه خودم فک کردم
همه میگفتن که من خیلی خوشبختم
ولی کدوم خشبختی یه چهار سالی از فارق التحصیلیم میگذره و من
الان یه شرکت کالا پزشکی دارم
الان میگد چطور یه پزشک کارای قاچاق انجام میده خب چون...
ادامه دارد...
نویسنده: ساناز...
نظرات (۱)