این ادیتو از دست ندید...(پارت 2)

۱۳ نظر گزارش تخلف
miko(داره به شدت با درس حسابی حال میکنه:خنده:)
miko(داره به شدت با درس حسابی حال میکنه:خنده:)

اول بریم برای ترجمش-
فکر میکنی چه زمانی یک مرد(کلا منظورش مردمه) میمیره؟
زمانی که بدنش با یه عالمه(عددشو یادم نمیاد:خنده:)گلوله سوراخ میشه؟!
نه!
زمانی که به یه بیماری لاعلاج مبتلا میشه؟
نه!
زمانی که یک سوپ از قارچ سمی رو میخوره؟
نه نه نه!
یک مرد، زمانی میمیره که فراموش بشه!
حتی اگر من همین الان ناپدید بشم، روزی رویای من به حقیقت میپیونده و قلب های مریض مردم این کشور درمان میشه-
من یه زندگی شگفت انگیز داشتم!!!
حالام سراغ داستانش-(بگم سرتاسر اسپویله ها!اگه میخواید وان پیس ببینید نخونیدش)
این پیرمردی که اول نشون میده(همینی که داره حرف میزنه)
مشهوره به عنوان بدترین دکتر جزیره!
کسیه که ازمایش هاش و داروهاش اکثرن جواب نمیدن، اما قلب بسیار بزرگی داره و عاشق اینه که به مردم کمک کنه!
قبلا دزد دریایی بوده و به یه بیماری لاعلاج مبتلا میشه-پیش یه عالمه دکتر میره اما هیچکدوم نمیتونن کمکش کنن!
یه روز توی یکی از سفرهاش برای اولین بار شکوفه های گیلاس رو میبینه و وقتی بعدش میره پیش دکتر، بهش میگن براش معجزه رخ داده و درمان شده! ازون موقع تلاش میکنه برای بیمارا معجزه خلق کنه-
کشوری که توش زندگی میکنه بخاطر بی کفایتی پادشاهش مدت هاست که مردم از لحاظ روحی و روانی ضعیف و مریض شدن-چون یک کشور سردسیره میشه گفت تقریبا بهاری ندارن!-این دکتر تصمیم میگیره ماده ای بسازه که بتونه به کمکش شکوفه های گیلاس رو به مردمش نشون بده-
توی همین مسیر با چوپر که یک گوزن با میوه ی شیطانیه(به کمک خاصیت میوه ای که خورده میتونه حرف بزنه و تغییر شکل بده) اشنا میشه!
چوپر و دکتر خیلی خوب باهم کنار میان-
تا اینکه دکتر متوجه میشه بیماریش برگشته و داره میمیره:))))
چوپر رو طرد میکنه و از خونش بیرونش میکنه!
چوپر اتفاقی متوجه بیماری دکتر میشه و به یه مکان خیلیی خطرناک میره برای پیدا کردن قارچی که میتونه هر دردیو خوب کنه!(فقط یه افسانست البته)
اون قارچو پیدا میکنه و برای دکتر میاره-
دکتر هم کلی تشکر میکنه و سوپ قارچو میخوره!
در همین زمان خبر میاد که ادمای زندانی توی قصر پادشاه مریض شدن!(کلا فقط دوتا دکتر تو جزیره موندن، بدترین و بهترین دکتر-بهترین دکتر خیلی اهمیتی نمیده به بقیه)
این خبر که میاد، دکتر تصمیم میگیره به قصر نفوذ کنه-
وقتی نفوذ میکنه میبینه الکی خبرشو پخش کردن و فقط یه تله بوده برای اینکه اینو گیر بندازن-
ادامش تو کامنتا-

نظرات (۱۳)

Loading...

توضیحات

این ادیتو از دست ندید...(پارت 2)

۹ لایک
۱۳ نظر

اول بریم برای ترجمش-
فکر میکنی چه زمانی یک مرد(کلا منظورش مردمه) میمیره؟
زمانی که بدنش با یه عالمه(عددشو یادم نمیاد:خنده:)گلوله سوراخ میشه؟!
نه!
زمانی که به یه بیماری لاعلاج مبتلا میشه؟
نه!
زمانی که یک سوپ از قارچ سمی رو میخوره؟
نه نه نه!
یک مرد، زمانی میمیره که فراموش بشه!
حتی اگر من همین الان ناپدید بشم، روزی رویای من به حقیقت میپیونده و قلب های مریض مردم این کشور درمان میشه-
من یه زندگی شگفت انگیز داشتم!!!
حالام سراغ داستانش-(بگم سرتاسر اسپویله ها!اگه میخواید وان پیس ببینید نخونیدش)
این پیرمردی که اول نشون میده(همینی که داره حرف میزنه)
مشهوره به عنوان بدترین دکتر جزیره!
کسیه که ازمایش هاش و داروهاش اکثرن جواب نمیدن، اما قلب بسیار بزرگی داره و عاشق اینه که به مردم کمک کنه!
قبلا دزد دریایی بوده و به یه بیماری لاعلاج مبتلا میشه-پیش یه عالمه دکتر میره اما هیچکدوم نمیتونن کمکش کنن!
یه روز توی یکی از سفرهاش برای اولین بار شکوفه های گیلاس رو میبینه و وقتی بعدش میره پیش دکتر، بهش میگن براش معجزه رخ داده و درمان شده! ازون موقع تلاش میکنه برای بیمارا معجزه خلق کنه-
کشوری که توش زندگی میکنه بخاطر بی کفایتی پادشاهش مدت هاست که مردم از لحاظ روحی و روانی ضعیف و مریض شدن-چون یک کشور سردسیره میشه گفت تقریبا بهاری ندارن!-این دکتر تصمیم میگیره ماده ای بسازه که بتونه به کمکش شکوفه های گیلاس رو به مردمش نشون بده-
توی همین مسیر با چوپر که یک گوزن با میوه ی شیطانیه(به کمک خاصیت میوه ای که خورده میتونه حرف بزنه و تغییر شکل بده) اشنا میشه!
چوپر و دکتر خیلی خوب باهم کنار میان-
تا اینکه دکتر متوجه میشه بیماریش برگشته و داره میمیره:))))
چوپر رو طرد میکنه و از خونش بیرونش میکنه!
چوپر اتفاقی متوجه بیماری دکتر میشه و به یه مکان خیلیی خطرناک میره برای پیدا کردن قارچی که میتونه هر دردیو خوب کنه!(فقط یه افسانست البته)
اون قارچو پیدا میکنه و برای دکتر میاره-
دکتر هم کلی تشکر میکنه و سوپ قارچو میخوره!
در همین زمان خبر میاد که ادمای زندانی توی قصر پادشاه مریض شدن!(کلا فقط دوتا دکتر تو جزیره موندن، بدترین و بهترین دکتر-بهترین دکتر خیلی اهمیتی نمیده به بقیه)
این خبر که میاد، دکتر تصمیم میگیره به قصر نفوذ کنه-
وقتی نفوذ میکنه میبینه الکی خبرشو پخش کردن و فقط یه تله بوده برای اینکه اینو گیر بندازن-
ادامش تو کامنتا-

کارتون و انیمیشن