«جریانِ بیپایانِ نور»
مسیر، هرگز به معنایِ رسیدن به یک نقطه مشخص و ایستادن نیست؛ مسیر، خودِِ «بودن» است.
گاهی در میانهی راه، وقتی مهِ ابهام جلوی چشمانت را میگیرد یا وقتی خستگی به استخوانهایت میرسد، طبیعی است که بخواهی ایستادن را به حرکت ترجیح دهی. اما به یاد داشته باش: ایستادن، امنترین راه برای ندیدنِ افقهای تازه است.
راهی که پیشِ رو داری، مجموعهای از سنگلاخها و همواریهاست. آن پیچِ تندی که در پیش داری، شاید پایانِ راه به نظر برسد، اما در حقیقت فقط دعوتی است برای تغییرِ زاویه دید؛ برای اینکه ببینی از ارتفاعی بالاتر، دنیا چقدر متفاوتتر و باشکوهتر است.
نکته اینجاست:
تو نباید تمام مسیر را در یک روز طی کنی. فقط کافی است «یک قدم» برداری. فقط همان یک قدمِ کوچک که میتوانی همین الان انجامش دهی. گاهی بزرگترین پیشرفتها، حاصلِ برداشتنِ کوچکترین گامها در زمانی هستند که قلبت میخواهد توقف کند، اما عقلت به «ادامه دادن» فرمان میدهد.
اینکه خستهای، نشانه ضعف نیست؛ نشانه این است که «در حالِ عبور کردنی». فقط کسانی که حرکت میکنند، خسته میشوند. کسانی که ساکناند، فقط درجا میزنند و فرسوده میشوند. تو در حال ساختنِ چیزی هستی که هنوز شکل نگرفته است؛ تو در حالِ نوشتنِ داستانی هستی که فصلهای هیجانانگیزش هنوز نانوشته باقی ماندهاند.
به پشت سر نگاه کن، نه برای حسرت خوردن، بلکه برای دیدنِ اینکه چقدر راه آمدهای. همان مسیری که روزی برایت غیرممکن به نظر میرسید، حالا زیر پای توست. این یعنی تو قدرتِ عبور داری. این یعنی تو فراتر از ترسهایت هستی.
ادامه بده، نه چون مجبور هستی، بلکه چون تو از جنسِ رودخانهای؛ رودخانه هرگز نمیایستد، چون ماهیتاش «جریان داشتن» است.
شاید امروز طوفانی باشد، شاید امروزِ تو ابری باشد؛ اما بدان که آن سوی این ابرها، آسمان همچنان آبی است و خورشید، بیتفاوت به ناملایمات، سر جای خودش ایستاده است. تو هم مثل خورشید باش؛ ثابتقدم در مسیر، حتی اگر روزگاری کوتاه، پشتِ پردهیِ تردیدها پنهان بمانی.
مسیر ادامه دارد… و چیزی که در پایانِ این راه منتظر توست، ارزشمندتر از آن چیزی است که تصورش را میکنی. گام بردار؛ جاده، چشمانتظارِ قدمهایِ توست.
نظرات (۷)