نقد بر فیلم «مایکل»
مایکل به کارگردانیِ آنتوان فوکوآ فیلمی است که تنها عنوانِ مایکل جکسون را آن هم برای تسخیرِ باکسآفیسِ سینما یدک میکشد. همانطور که انتظارش را داشتم فیلمْ ذاتِ اُسطوره را از شخصیتی که برای انسانیت شبانهروز تمرین میکند به شخصیتی که تمرین کردن را ابزاری برای رسیدن به شهرت میداند، تغییر داده. اُتوبیوگرافیِ مایکل جکسون در «ماه نورد» شگفتیهای جاهطلبانهای از او برملا میکند که مطالعهاش به مراتب از تماشای این فیلمْ دلایلِ محبوبیت او را بهتر به تصویر کشیده. یادمان نرود این پادشاهِ پاپ چگونه دربارهی فلسطین و مردُمِ مظلوماش موضع گیری کرد و ترانه «اهمیتی به ما نمیدهند» را خواند. اکنون سینما مرعوبِ تاریخسازیِ جکسون شده و برای فرار از این فقرِ تاریخی تلاش دارد تا مخاطب را با روایتی نادرست که حتّی در شکلگیریاش بحث وجود دارد، مرعوب کند. به اُپِنینگِ فیلم دقت کنید. از همان ابتدا مشخص است که گویی این فیلم صرفاً برای نامِ ستاره ساخته شده و از خودش هیچ حرفی ندارد در حدّی که اگر شما تا اندازهای از گذشتهی «مایکل» مطلع نباشید، نخواهید فهمید فیلم چرا اینگونه آغاز میشود. این نکته بسیار مهم است که سینما را برای آن بسازیم که حرفی بیشتر از آنچه میدانیم به ما بگوید، با این فَرمان نمیتوانیم دلیلِ ساختِ فیلمِ مورد بحث را مشخص کنیم و...
متن کامل را در مجلهی سینمایی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26215
نظرات