نقد قسمت 8 اهل ایران
اهل ایران با طراحیِ محمدحسین مهدویان که سرپرستیِ نوشتناش را مهدی یزدانیخرم بر عهده دارد، مصداقِ مقاوتِ نمایشی در برابر امپریالیسم است. مشخصاً در قسمتِ هشتمِ آن که با کارگردانی سجاد پهلوانزاده همراه شده نویسندهای را میبینیم که با پولِ نوشتن خرجِ زن، بچه و زندگی را میدهد؛ البته که این پدیده خیلی ایدهآل است امّا بطورِ دراماتیک و کُلّی با دو جنس نگاه به جهان روبروایم. نویسنده که از تلفیقِ رُمانی عاشقانه با جنگ اجتناب میکند و اسمِ رماناش را که: "عشقِ سوزان" گذاشته قصد ندارد تغییر دهد و فرزندِ نویسنده که جریانِ داستان را آنطور که خودش دوست دارد جلو میبرد و نامِ رُمان را: جنگ چهرهی عاشقانه دارد، قرار میدهد. هنگامی که تازه با کتابفروشی رفتن آشنا شده بودم و از بویِ کاغذ و تورقِ کتابها لذّت میبردم، خریدارانِ کتاب را به دو دستهی کُلّی در ذهنِ خود تقسیمبندی میکردم: 1- آن دسته که برای کتاب خریدن به کتابفروشی میآیند و میدانند چه کتابی را باید انتخاب کنند، 2- آنهایی که کتابفروشی را مانند گُلفروشی یا کافهای قدم میزنند تا عاشق شوند. مشخصاً در قسمتِ هشتمِ «اهل ایران» با چُنین تقسیمبندیای میانِ نسلها روبرو شدم. مردی که میداند در داستاناش چه میخواهد بگوید و به شخصیتها ایدهآل نگاه میکند تا اینکه او را در مقابلِ فرزندش میبینیم؛ فرزندی که از حال و هوای رمان امروزی بودن و عاشقانه زیستن را میخواهد و...
متن کامل را در مجله سینمایی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26167
نظرات