نقد فیلم جنایت 101
جنایت 101 به کارگردانیِ بارت لیتون تکامُلِ جنایت در عصرِ بیمکافاتِ پُر شده از راسکولنیکُفها است. یک تئوریِ بیآزمون که در نتیجهی دیالکتیکِ ناعادلانههای دنیا تبدیل به دیابولیکِ انسانی خواهد شد. در ابتدا باید به حضورِ مانکن مآبانهی پیمانِ معادی در این فیلم اشاره کنم که در آخر نیز این حضور بینتیجه خواهد ماند و بودن یا نبودنش بر روندِ قصّه تاثیری ندارد. فیلم بر پایهی تعقیب و گریزهای مککوئینی برنامهریزی شده و همانطور که در سکانسهای پایانی مارک رافلو در دیالوگی که با دزدِ داستان دارد به آن اشاره میکند بیشتر علاقه به ماشینهای لوکسِ قدیمی موجود در آثار او درام شکل گرفته. پیچیدگی سناریو از هنگامی آغاز میشود که ما، در مقامِ یک تماشاگر، متوجه میشویم زنِ ویزیتورِ بیمه 53 سال دارد و دختری جوان و جذاب قرار است جای او را بگیرد. فیلمنامهی اثر در ظاهر پیچیده است که به آن اشاره کردم امّا در باطن اصلاً هم ثباتِ رفتاری ندارد. زنی که قرار است از شرکتِ بیمهای که 11 سال برای آن کار میکرده، انتقام بگیرد و با دزدِ قصّه همکاری میکند نباید به اندازهای سُست عُنصر نشان داده شود که همهچیز را برای آن کارآگاه تعریف و اعتراف کند. از سویی دیگر نمیشود دزدی را که خانواده دارد و مرموزانه آن را پنهان میکند و ما هرگز نمیفهمیم چرا او این کار را انجام میدهد، صرفاً با ارسال عکس برای دوست دخترِ تصادفیاش، شناخت و پذیرفت و...
متن کامل را در فارس تعاملی بلند بخوانید.
https://farsnews.ir/alirafieivardanjani/1774628223767257833
نظرات