نقد فیلم «کار کثیف» قسمتِ اوّل سلسله یادداشتهای سینمای بدون فُرم
کار کثیف خسرو معصومی، سینمای محتوازدهای است که در همان ابتدا تمام میشود. طی یک سلسله یادداشت نیت دارم سینمای فارغ از فُرمِ ایران را که صرفاً صدای اُپوزیسیون شده بررسی کنم و هیچ فیلمی به اندازهی اثرِ معصومی، خودشیفته و غیرِ سینمایی پیدا نکردم تا با آن شروع کنم. در مقدمهی کتابِ «داستان» رابرت مککی، اشاره میکند که: هنرمندان اُستادانِ فُرماند. این یادداشتها دربارهی سلبریتیهایی است که فُرم را نمیشناسند و به اشتباه هنرمند خطاب میشوند. معصومی در همان «پر پرواز» نشان داد که یک مولتی اُپوزیسیونِ سلبریتیباز است. فیلمی که قاطعانه میگویم: اگر شادمهر عقیلی در آن حضور نداشت، هرگز مورد توجّه قرار نمیگرفت. مسئلهی من از «خرس» و ماجراجوییاش در سوژهای که به آن تسلط ندارد، با معصومی شروع میشود که متأسفانه در این فیلم دوباره به خواستگاهِ خود باز میگردد. فیلم یک پایانبندیِ بسیار بد و غیرِ منطقی دارد که هرچه از عدمِ وجودِ فُرم در آن بگوییم منطقِ سخن شرمنده خواهد شد. الهام، الهام نامی، عقلش نمیرسد دربهای خودرو رو باز کند، ماشین به یک باره نه ترمز دستیاش عمل میکند، نه ترمز میگیرد و نه فرمان میبرد. در آب اُفتادنِ خودرو هم الکی و از سرِ رفعِ تکلیف است. آن رودخانه مگر عُمقش چه میزان بوده که ماشین را آنقدر پنهان کرده که حتّی آب را هم مواج نمیکند؟ ناشناختگی در فُرم داخلِ فیلم «کار کثیف» به پایانبندی ختم نخواهد شد و سکانس به سکانسِ آن بدون فُرم است و...
متن کامل را در مجلهی سینمایی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26254
نظرات