نقد فیلم از رقص تا جنون
از رقص تا جنون فیلمِ کوتاهی از بابک برجسته با نوشتهای از علیرضا قاسمی است که نتیجهی ضدِّ اخلاقیات و گسستِ فرهنگی با جوامعِ کلاسیک شده. فیلم صراحتاً میگوید: اگر فهمیدی شوهرت دارد خیانت میکند، پولهایش را بگونهای سرقت کُن که به همه شک کند اِلّا تو. این فهم در بُعد زمانیِ درام یک مشخصهی طویل میطلبد و تبدیل یک قصّهی بلند به فِلَش فیکشنها در سینمای کوتاه اساساً خواستگاهِ غلطی است. بمبارانِ ضدِّ اخلاقیات و عُرفیاتِ جامعه به اندازهای غافلگیر کننده است که مُهلتِ تنفس به بیننده را برای هضمِ قاعدهی بعدی نمیدهد و از سویی حضور احمدلو و قریبیان تنها به ویترینِ اثر افزوده و به غیر از کاربردِ بیزینِسی ویژگیِ دیگری ندارد. بازیِ به شدت بدِ سامِ قریبیان نشان از عدمِ تسلطِ کارگردان در بازیگرفتنِ از بازیگر دارد. کارگردان به نوعی مرهونِ حضورِ چُنین بازیگری شده و اجمالاً فیلم را بسته. از سویی دیگر سینما نباید بر اساسِ ذهنیتِ مخاطب شکل بگیرد بلکه باید بر اساسِ ذهنیتی فراتر از تصور ایجاد گردد. دلارها گُم شده و کسی حقِّ خروج از این خانه را ندارد؛ خُب این سوراخِ بزرگ در فیلمنامه است که چرا آدمهای خائن به همسرشان شک نمیکنند و دوست دخترشان را بانی این سرقت میدانند و...
متن کامل را در مجله سینمایی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=25988
نظرات