نقدی بر فیلم تئاتر «گالیله»

Ali Rafiei Vardanjani
Ali Rafiei Vardanjani

گالیله با طراحی و کارگردانی شهاب‌الدین حسین‌پور فهمِ غلطی از اُسطُرلابِ بِرِشت در نمایشنامه نویسیِ چندوجهی دارد. ناخودآگاه، با ایمان به این نکته که هر اثر را باید قائم به ذاتِ خود مورد بررسی قرار داد، این اثر را با ساخته‌ی محمدرضا بزرگ‌زاد ارباب که در سال 1401 در فرشچیان اصفهان به روی صحنه رفت و حسن جویره‌ی فقید بازیِ مُنحصربه‌فردی در آن نمایش بپا کرد، مقایسه می‌کنم. به این نتیجه خواهم رسید که اصفهان اگر آنطور که شایسته‌ی یک پایتختِ فرهنگی است از نظمِ تبلیغاتِ رسانه‌ای، منظور در فضای مجازی نیست، برخوردار شود به مراتب آثارش دیده و مورد نقد قرار می‌گیرد. نمایشنامه‌ی جاه‌طلبانه‌ی برشت ذاتِ یک برداشتِ لایتناهی را به مؤلفانِ نمایشی خواهد داد و این همه‌ی آنچیزی است که تئاتر باید باشد. این نمایشنامه در زمان‌هایی نوشته شده که خاصیتِ دین با اجبار و بردگی در آن اشتباه گرفته می‌شد. برشتِ آلمانی این نمایشنامه را با فرهنگِ ایتالیایی به گونه‌ای در برابر هلند و پاپ و روحانیون قرار داده که گویی استارتِ فاصله‌گذاریِ او از ونیز زده شده. اگرچه بزرگ‌زاد ارباب نمونه‌ای از بازخوانیِ خود را بر روی صحنه برد و حسین‌پور ترجمه‌ای از حمید سمندریان را غالبِ فرهنگِ تماشاچیِ ایرانی کرده امّا وجودِ این نکته بسیار اهمیت دارد که زمان در نمایشنامه‌ی برشت همراه با خوانشِ مؤلف خواهد شد و آنچه بر روی صحنه خواهیم دید وسعتی از دیدگاهِ کارگردان است نه نویسنده و...
متن کامل را در روزنامه‌ی اینترنتی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/?p=24926

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

نقدی بر فیلم تئاتر «گالیله»

۰ لایک
۰ نظر

گالیله با طراحی و کارگردانی شهاب‌الدین حسین‌پور فهمِ غلطی از اُسطُرلابِ بِرِشت در نمایشنامه نویسیِ چندوجهی دارد. ناخودآگاه، با ایمان به این نکته که هر اثر را باید قائم به ذاتِ خود مورد بررسی قرار داد، این اثر را با ساخته‌ی محمدرضا بزرگ‌زاد ارباب که در سال 1401 در فرشچیان اصفهان به روی صحنه رفت و حسن جویره‌ی فقید بازیِ مُنحصربه‌فردی در آن نمایش بپا کرد، مقایسه می‌کنم. به این نتیجه خواهم رسید که اصفهان اگر آنطور که شایسته‌ی یک پایتختِ فرهنگی است از نظمِ تبلیغاتِ رسانه‌ای، منظور در فضای مجازی نیست، برخوردار شود به مراتب آثارش دیده و مورد نقد قرار می‌گیرد. نمایشنامه‌ی جاه‌طلبانه‌ی برشت ذاتِ یک برداشتِ لایتناهی را به مؤلفانِ نمایشی خواهد داد و این همه‌ی آنچیزی است که تئاتر باید باشد. این نمایشنامه در زمان‌هایی نوشته شده که خاصیتِ دین با اجبار و بردگی در آن اشتباه گرفته می‌شد. برشتِ آلمانی این نمایشنامه را با فرهنگِ ایتالیایی به گونه‌ای در برابر هلند و پاپ و روحانیون قرار داده که گویی استارتِ فاصله‌گذاریِ او از ونیز زده شده. اگرچه بزرگ‌زاد ارباب نمونه‌ای از بازخوانیِ خود را بر روی صحنه برد و حسین‌پور ترجمه‌ای از حمید سمندریان را غالبِ فرهنگِ تماشاچیِ ایرانی کرده امّا وجودِ این نکته بسیار اهمیت دارد که زمان در نمایشنامه‌ی برشت همراه با خوانشِ مؤلف خواهد شد و آنچه بر روی صحنه خواهیم دید وسعتی از دیدگاهِ کارگردان است نه نویسنده و...
متن کامل را در روزنامه‌ی اینترنتی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/?p=24926