نقد فیلم «دو روز دیرتر» به بهانه‌ی اکرانِ آنلاین

Ali Rafiei Vardanjani
Ali Rafiei Vardanjani

دو روز دیرتر فیلمِ عقب‌اُفتاده‌ای از اصغر نعیمی است که در همسو شدن با موجِ فرزندآوری نابلدانه مدیومِ سینما را انتخاب کرده و عاشقانه‌اش دوزاری و دمِ دستی است. این اصلاً بد نیست که ما فیلمی بسازیم که عشق را در جهتِ تضمینِ نسل و بقاءِ نوعیِ بشر نشان دهد امّا این بسیار بد است که ما مدیومی انتخاب کنیم که در آن حرفی برای گُفتن نداریم. فیلمْ نابلدی‌اش از پیدا شدنِ بومِ صدابرداری در کادرِ تصویر در سکانس‌های ابتدایی قبل از مرگِ خواهرِ غلامحسین، فرهاد آئیش، عیان می‌شود. این نابلدی در جمیعِ جهات ادامه پیدا می‌کند و اگر هِلی‌شات‌ها و سکانس‌های دو نفره‌ی مهراد و احمدیه، سهیل و مریم، را که دیگر پارتنرهای جذابی نیستند، حذف کنیم، فیلمنامه‌ی بی‌تشخصِ حمید اکبری خامنه بیرون خواهد زد. 1- سهیل نویسنده است ولی ما یکبار هم او را در حالِ نوشتن ندیدیم 2- شخصیت‌هایی بدونِ پرداخت داریم که صرفاً نقشِ یک مانکن را جلوی دوربین بازی می‌کنند از خیراندیش گرفته تا چراغی‌پور 3- نزول‌خوری که خودش برای وصولِ بدهی‌اش نزول‌گیرنده را تعقیب می‌کند و هیچ قُلچُماقی و... در واقع هر ایده و قصّه‌ای با یک پرداخت و احتمالاً برداشتِ عمیقِ کارگردان می‌تواند به یک اثرِ خوب تبدیل شود امّا نه کارگردان این کاره است و نه فیلمنامه‌نویس. اشاره به قفل، خرافات و جادو جمبل یک سوپاپ اطمینان برای فرار از کیفیتِ پایینِ قصّه است و...
متن کامل را در مجله‌ی سینمایی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26250

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

نقد فیلم «دو روز دیرتر» به بهانه‌ی اکرانِ آنلاین

۰ لایک
۰ نظر

دو روز دیرتر فیلمِ عقب‌اُفتاده‌ای از اصغر نعیمی است که در همسو شدن با موجِ فرزندآوری نابلدانه مدیومِ سینما را انتخاب کرده و عاشقانه‌اش دوزاری و دمِ دستی است. این اصلاً بد نیست که ما فیلمی بسازیم که عشق را در جهتِ تضمینِ نسل و بقاءِ نوعیِ بشر نشان دهد امّا این بسیار بد است که ما مدیومی انتخاب کنیم که در آن حرفی برای گُفتن نداریم. فیلمْ نابلدی‌اش از پیدا شدنِ بومِ صدابرداری در کادرِ تصویر در سکانس‌های ابتدایی قبل از مرگِ خواهرِ غلامحسین، فرهاد آئیش، عیان می‌شود. این نابلدی در جمیعِ جهات ادامه پیدا می‌کند و اگر هِلی‌شات‌ها و سکانس‌های دو نفره‌ی مهراد و احمدیه، سهیل و مریم، را که دیگر پارتنرهای جذابی نیستند، حذف کنیم، فیلمنامه‌ی بی‌تشخصِ حمید اکبری خامنه بیرون خواهد زد. 1- سهیل نویسنده است ولی ما یکبار هم او را در حالِ نوشتن ندیدیم 2- شخصیت‌هایی بدونِ پرداخت داریم که صرفاً نقشِ یک مانکن را جلوی دوربین بازی می‌کنند از خیراندیش گرفته تا چراغی‌پور 3- نزول‌خوری که خودش برای وصولِ بدهی‌اش نزول‌گیرنده را تعقیب می‌کند و هیچ قُلچُماقی و... در واقع هر ایده و قصّه‌ای با یک پرداخت و احتمالاً برداشتِ عمیقِ کارگردان می‌تواند به یک اثرِ خوب تبدیل شود امّا نه کارگردان این کاره است و نه فیلمنامه‌نویس. اشاره به قفل، خرافات و جادو جمبل یک سوپاپ اطمینان برای فرار از کیفیتِ پایینِ قصّه است و...
متن کامل را در مجله‌ی سینمایی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26250