نقدی بر سینمایی «شاهد»
شاهد ساختهی نادر ساعیور قبل از آنکه یک سینما باشد، یک اعتراضِ غیرِ مدنی است که به غلط مدنی خوانده شده. اولین فکتِ من در مواجهه با اثر این است که ردهبندیِ سنّی نمیتواند هشدارِ خوبی برای تالیفاسدهای اخلاقیِ موجود در فیلم باشد و همانطور که مثلاً روی پاکتهای سیگار عکسِ پایی است که در حالِ لِه کردن نخهای سرطانزا است و زیرش هشداری نوشته شده، شکلی از تبلیغ معکوس است چرا که با کنجکاوی مخاطب بازی میکند، ردهبندیِ آثار مدیا نیز، چه مجازی و چه حقیقی، چُنین کارکردی دارند. مسئلهی بعدی من با یک دیالوگ است: خانمِ عامرِ به معروف پس از اینکه با لحنی دلنشین از زارا خواهش میکند حجابش را رعایت فرماید در ادامه وقتی ترلان، مریم بوبانی، به او توضیح میدهد که حالِ خوشی ندارد و... او در ادامهی جواباش میگوید: اگر نه که جمع کنید از این کشور برید. این گُل گرفتنِ اُپوزیسیون از یک رفتارِ احساسی روی آنتن صدا و سیما است. نکتهی مهم فیلم این است که نمیتوان با ریش، یقههای بسته و ادا اطوارهای این شکلی اعتقادات ساخت. مردی که دست روی همسرِ خود بلند میکند قطعاً جاهل است و نباید این تالیفاسدِ اخلاقی را به اسلام و مسلمین ربط داد. از آن بالاتر در چند سکانسِ بعد چرا مؤلفِ فیلم بُغضِ خود از این تیپ آدمها را به صورتِ قاتل خواندن آنها و شکلِ فلسفی اندیشهی خود را که به نظرِ من کاذب و ظاهری است به رقص و فمینیسم تعبیر میکند؟ باور دارم که فیلم مانکنهای رقصندهای ساخته برای بوتیکِ اُپوزیسیون و...
متن کامل را در مجلهی سینمایی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26246
نظرات