نقد فیلم کوتاه «مزون کار»
مزون کار به کارگردانی سجاد قراگزلو با نوشتهای از سیامک کاشفآذر یک ایدهی بلندِ سینمایی است که در ترجمهی آن به فیلمِ کوتاهِ جای تعلیق و کشمَکِش اشتباه گرفته شده و باگهای شدیدی در سناریو بوجود آورده. حسین مهری در قامتِ مردی که ذات و صفاتِ زنانه دارد و داروهای متعددی در این زمینه مصرف میکند، قابلیتهای بسیاری از خود نشان داده که کارگردان ناتوان در استفاده از آنها است. مسئله در نقدِ جوامعِ بیکار نیست اتفاقاً موضوع بر سرِ نقدِ صریحِ روانشناسی با نگاهی به جامعه است. روانشناس حالِ زنِ درونِ یک مرد را خوب میکند و غافل میشود از اینکه آن زنِ درون مرد است به محیطِ کار رفته نه مردی که جویای کار بوده. فیلم یک کلیشهی دمِدستی را نقل میکند که در حالِ نمایشِ سوءاستفادهی جنسی کارفرما از کارگران و همکارانِ خانم است. این دو در آنیمای یک مرد که شبها بهمنِ کوچک میکِشَد و خوابِ خودکشی میبیند تمام میشوند چرا که به باورِ من هیچ روانیای با کُلاهگیس به حمام نمیرود که آن را هنگامِ شستوشوی خود به بیرون پرتاب کند و... خوانشِ غلطِ کارگردان از آنیمای بیرون زده از مردانگیِ یک مرد که نقشاش را مهری بازی میکند از همان استارتِ فیلم مشخص میگردد: کارفرما با نیت سوءاستفادهگری نزدیکِ مهری میشود و او بجای جیغ و فریاد یا استفاده از قدرتِ مردانهاش میگوید: نامزد دارد، این ضعفِ روانیِ فردیت در برابر تجاوزکار است نه ضعفِ روانیِ یک شخصی و...
متن کامل را در مجلهی سینمایی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26232
نظرات