نقد فیلم «مورتال کامبت»
مورتال کامبت 2 به کارگردانی سایمون مککوید نتیجهی یک اختلافِ کلیشهای بر پردهی سینما است که جزئیاتی مُدرن را به دوشِ ترسهای پسارستاخیزی میاندازد. من به هماندیشیِ سینما و بازیهای رایانهای بسیار علاقهمند هستم و باور دارم بازیْ میتواند شکلِ جدیدی از درام در سینما باشد به شرطی که قوائدِ منطقیِ آن را رعایت کند. یک بازیِ رزمی – اکشن به تنهایی نمیتواند بارِ دراماتیک همراه داشته باشد مگر اینکه برای کاراکترهایاش صعود و نزولی در بُعدِ زمان خلق کنیم که نبردِ اخلاقی میانِ خیر و شر در آن کشف گردد. آنچه در این فیلم میبینیم قطعاً غیر اخلاقی و غیرِ فنّی است و به هماناندازهی ویدئوکلیپِ یوتیوبی که در ابتدایِ اثر دیدهایم سطحی و خندهدار است. این سکانس را چندباری ریویو کردم و هربار بیشتر خندیدم چرا که در اُپِنینگِ فیلم ما موشکی را میبینیم که به سمت جانی کیج شلیک میشود و او به طرزِ خارقالعادهای از روی موشک میپرد با اینکه موشک به سمتِ پایین شلیک شده هلیکوپتری را نابود میکند که در حالِ پرواز است؛ این قطعه از استارتِ فیلم در بالیوود هم یافت نخواهد شد چرا که دروغگفتن هم باید منطقی داشته باشد. قهرمانانِ موجود در فیلم کاراکترهایی هستند که از پیش قدرتشان بر بیننده ثابت شده است و نیازی به بازتعریفِ آنها نیست، بازخوانیِ سرعتی فیلم از تواناییهای برخی از آنان نیز بخشی از ساختِ کلیشههای فَستفودی در جمیعِ جهاتِ قهرمانانی است که باید دنیا را نجات دهند و...
متن کامل را در مجلهی سینمایی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26226
نظرات