تأملی بر «house of the dragon season 3»
خاندان اژدها که توسطِ کارگردانان مختلفی ساخته شده و از شبکهی HBO پخش میشود گُسترشِ ادبیاتِ سورئالیستی در مدیومِ نمایشی تلویزیون است که صرفاً اِنسجامِ سرگرمی در آن مخاطب را به غفلت و اتلافِ وقت سوق میدهد. بیننده با داستان در چُنین مجموعهای روبرو نمیشود بلکه بخشِ خطرناکی از تخیلِ انسان را در حالِ مشاهده است. این تخیل که خیلی هم جذاب و پُرتعلیق ترجمه گردیده در حماسههای فرضی «هابیت» و «ارباب حلقهها» جی، آر،آر، تالکینِ انگلیسی تا «بازی تاج و تخت» و «خاندان اژدها» جرج، آر،آر، ماریتنِ آمریکایی ادامه یافته و ادامه هم خواهد یافت. مسئله این نیست که مثلاً در «1984» جُرج اُوروِل، که به تأویلِ من چرچیل ادبیاتِ انگلیسی است، دیکتاتوری را به پادآرمانشهر تبدیل کرده و طرحِ عشق در آن سفیدشوییِ جنایتِ یک رُمان را برعهده دارد. مسئله این است که نویسندههایی که خود را سیاسی و تأثیرگذار میدانند چگونه توسطِ حاکمانِ قدرتمندِ سیاسی، بازی خوردهاند. در تمامِ ساختههای پیتر جکسون تا این اواخر شبکهی اچ،بی،او آمریکا که از زیرمجموعههای برادران وارنر است، مفهومِ کلیدیای از نبردِ خِیر در برابر شرّ وجود دارد. کلیدِ این مفهوم در دستِ جادویی است که نویسنده به عنوانِ راویِ دانای کُل به فراواقعگراییاش افزوده و همواره نبرد یا بر سرِ یک شِی قدرتمند است یا نیرویِ خارجیِ قدرتمند. به استارتِ قسمتِ ابتدایی از فصلِ سوم دقت کنید: اژدهایی وارد میشود با آتشِ دهانِ خود جانداری را میسوزاند و از آن تغذیه میکند، انسان با هرکلکی شده سوارِ آن اژِدها میشود و...
متن کامل را در مجلهی سینمایی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26235
نظرات