تأملی دربارهی تغییر در ظاهر جمهوریِ اسلامی و نقشِ رسانههای معاند در شکلگیریِ آن
فرهنگ مفهومی گسترده از عُرفهایی است که خانواده در جامعه به نمایش میگذارد. این خوانشِ استراتژیکِ من نسبت به اوضاعِ کنونی در ظاهرِ جامعهی ایران شده. لازم میدانم در این یادداشتِ کوتاه به یک جمله از اُسکار وایلد، اُسطورهام در نوشتن، اشاره کنم: تنها آدمهای سطحی از روی ظواهر قضاوت نمیکنند. جمهوریِ اسلامیِ ایران یا نظامِ خودفروختهی فرهنگیِ منتشر شده در جامعه؟ تقابلِ فرهنگی میان نظامهای اجتماعی جایِ تبادلِ فرهنگی را گرفته و این فکت است که به پیشینیان اجازهی همنشینی و همفکری با نسلِ روز را نمیدهد. مناسبات فرهنگی منشأ غربی و رسانهای دارند و ما آنچه از جوامعِ سُلطهجو یا زیرِ سُلطه میبینیم ناخواسته جنبهی تبلیغاتی پیدا خواهند کرد. برگردیم به سؤالِ اصلی: جمهوریِ اسلامیِ ایران چرا این همه دشمن دارد؟ چرا منتقدان هم کم کم به اُپوزیسیونهای ناخواسته تبدیل شدهاند؟ چرا فرهنگِ غربی جایِ مفاهیمِ فرهنگیِ اسلامی – ایرانی را گرفته؟ در چُنین شرایطی باید باور کرد که رسانه از بمبهای اتمی نیز مخربتر است. مدیا با ایجاد تفکرِ بینابینی، لوگو سنتریکال، نقشِ ویژهی یک جاسوسِ دوجانبه را ایفا میکند. به باورِ من ظاهرِ جامعهی امروزِ جمهوری اسلامی ایران حاصلِ تهییجِ و اغفالِ رسانههای معاند است که به تدریج باعثِ زوالِ ارزشهای فرهنگیِ یک انقلاب خواهد شد؛ انقلابی که با شهادت پیروز شد و اکنون نیز با شهادت در حال واژگونی است. این هُشدار را جدّی بگیرید که جمهوریِ اسلامی تنها نباید در ادارات و سازمانها باشد، بلکه ظاهرِ جمهوریِ اسلامیِ ایران در کافهها، پارکها، پیادهروها و... شکل میگیرد.
متن کامل را در روزنامهی اینترنتی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/?p=24932
نظرات