دزیرم تموم شد.. یا بهتره بگم پریزاد و مرد قصه گو!
هعی.. افسردگی.. مثل اینکه باید یه دیدار ریزی باهم داشته باشیم وسط امتحانا..
هعی.. اصلاااا فکر نمیکردم اینجوری تموم بشه.. هر چیزیو احتمال میدادم به غیر از این..
انگار نمره هام قراره افتضاح بشن.. امیدوارم گوشیو ازم نگیرن که حداقل بتونم 'کالرز' یا 'کروماندا' یا 'تایگردیا' رو بخونم!
نظرات