چنل تلگرامم نیست فعلا اینجا بنویسم حرفامو…

♬ Aylin-d-e Handerson
♬ Aylin-d-e Handerson

چرا وضعیت کشورم انقدر بده که زجه میزنم برای مهاجرت کردن؟ ‌

این روزا دیگه خودمم نمیتونم تشخیص بدم حسم چیه… خیلی حال عجیبیه و نمیدونم چجوری توصیف کنم ، نمیدونم حالم خوبه یا بده نمیدونم استرس دارم یا ارومم همه جی انگار باهم قاطی شده، ذهنم دیگه نمیتونه تشخیص بده…

نیاز دارم به تکیه‌گاه… به کسی که بدون نگرانی و فکر کردن حرفامو پیشش بزنم و انقدر خرف بزنم که دیگه تو خلوتم حرفی برای گفتن نداشته باشم و ذهنم درگیر نشه… به کسی نیاز دارم که همیشه مراقبم باشه، حمایتم کنه، وقتی ناراحتم بغلم کنه و بگه درستش میکنه… بگه حتی اگه خودمم دیگه تلاشی نکنم اون کمکم میکنه خوشحال باشم:) به کسی که عاشقم باشه و عاشقش باشم.

از خودم میترسم ، از افکارم و از کارهایی که ممکنه انجام بدم.

ذهنم انقدر شلوغه که وقتی میخوام فکر کنم یک ساعت اول صرف انتخاب کردن این میشه که در مورد کدوم فکر کنم.

نمیشد یه زندگی اروم با وایب تینیجری و مثل نوجوونی عادی که با دوستاشون وقت میگذرونن و کارای مورد علاقشون رو انجام میدن داشته باشم ؟ یا حداقل یه خانواده معمولی که همه همدیگر دوست دارن…

اهنگامو نیاز دارم.

وقتی ادمارو با لقب‌ها صدا میکنم حس قشنگتری دارم:) و وقتی با لقب صداتون میکنم یعنی دوستون دارم:>

واقعا تو این چند روز به زور دارم خودمو کنترل میکنم جواب عرزشیارو ندم. دیوثا کاش یه انقدر پهن اقاتونو نمیخوردین انقدر خوردین بو گوه میدین مغزتونم شده گوه.

من اینترنت میخواممممممممممممممم تلگراممو بهم بدینننننن چنلممممممممممم

نظرات (۳۸)

Loading...

توضیحات

چنل تلگرامم نیست فعلا اینجا بنویسم حرفامو…

۱۵ لایک
۳۸ نظر

چرا وضعیت کشورم انقدر بده که زجه میزنم برای مهاجرت کردن؟ ‌

این روزا دیگه خودمم نمیتونم تشخیص بدم حسم چیه… خیلی حال عجیبیه و نمیدونم چجوری توصیف کنم ، نمیدونم حالم خوبه یا بده نمیدونم استرس دارم یا ارومم همه جی انگار باهم قاطی شده، ذهنم دیگه نمیتونه تشخیص بده…

نیاز دارم به تکیه‌گاه… به کسی که بدون نگرانی و فکر کردن حرفامو پیشش بزنم و انقدر خرف بزنم که دیگه تو خلوتم حرفی برای گفتن نداشته باشم و ذهنم درگیر نشه… به کسی نیاز دارم که همیشه مراقبم باشه، حمایتم کنه، وقتی ناراحتم بغلم کنه و بگه درستش میکنه… بگه حتی اگه خودمم دیگه تلاشی نکنم اون کمکم میکنه خوشحال باشم:) به کسی که عاشقم باشه و عاشقش باشم.

از خودم میترسم ، از افکارم و از کارهایی که ممکنه انجام بدم.

ذهنم انقدر شلوغه که وقتی میخوام فکر کنم یک ساعت اول صرف انتخاب کردن این میشه که در مورد کدوم فکر کنم.

نمیشد یه زندگی اروم با وایب تینیجری و مثل نوجوونی عادی که با دوستاشون وقت میگذرونن و کارای مورد علاقشون رو انجام میدن داشته باشم ؟ یا حداقل یه خانواده معمولی که همه همدیگر دوست دارن…

اهنگامو نیاز دارم.

وقتی ادمارو با لقب‌ها صدا میکنم حس قشنگتری دارم:) و وقتی با لقب صداتون میکنم یعنی دوستون دارم:>

واقعا تو این چند روز به زور دارم خودمو کنترل میکنم جواب عرزشیارو ندم. دیوثا کاش یه انقدر پهن اقاتونو نمیخوردین انقدر خوردین بو گوه میدین مغزتونم شده گوه.

من اینترنت میخواممممممممممممممم تلگراممو بهم بدینننننن چنلممممممممممم