BIG HUG/شعر...

دنیای شعر

۶۹ ویدیو
lia -۶۹ / ۴۶

من آن دفتر خاطراتم/شعر

۰ نظر گزارش تخلف
lia
lia

من آن گل رزی هستم که به یار نرسید و در گوشه گلخانه خشکید
یا همان گلبرگ سرخی که به دفترنرسید و کناری ماند
من آن چشمه ی فیروزه ای هستم که به دریا نرسید و در بغل سنگی اسیر شد
یا همان مدادی که به نقاشی نرسید و در گوشه جامدادی فراموش شد
من آن خاطره تلخم که هرگز به زبان نیامد
یا همان گل نو شکفته ای که به صبح فردا نرسید...
در اخر من آن دفتر خاطراتم که در اتش سوخت
چون کسی تکرار خاطراتش را دوست نداشت...

-بهار-

نظرات

در حال حاضر امکان درج نظر برای این ویدیو غیرفعال است.

توضیحات

من آن دفتر خاطراتم/شعر

۹ لایک
۰ نظر

من آن گل رزی هستم که به یار نرسید و در گوشه گلخانه خشکید
یا همان گلبرگ سرخی که به دفترنرسید و کناری ماند
من آن چشمه ی فیروزه ای هستم که به دریا نرسید و در بغل سنگی اسیر شد
یا همان مدادی که به نقاشی نرسید و در گوشه جامدادی فراموش شد
من آن خاطره تلخم که هرگز به زبان نیامد
یا همان گل نو شکفته ای که به صبح فردا نرسید...
در اخر من آن دفتر خاطراتم که در اتش سوخت
چون کسی تکرار خاطراتش را دوست نداشت...

-بهار-

موسیقی و هنر