پس خدا به شکل صندلی است: مریم جعفری آذرمانی
پس خدا به شکل صندلی است می شود که روی او نشست
این نتیجــــه را گرفت و بعـــــد، روی دسته اش دخیــــل بست
گاه شکل میــــز می شود ، دست تکیـــــه داده ام به او
لحظه ای نگاه می کنم :دست من سفید تر شده است
شکل استکان به خود گرفت، لب بزن نتـرس ناخدا
من هزار مست دیده ام ،هر کدام یک خدا به دست
اینکه او یکـــی است یا هــــزار ،واقعـــا چــــه فـــرق می کند
او درون هر چه نیست ،نیست،او درون هر چه هست هست
اولیـــن خدا مداد بــــود ، سر خمیــــده روی دفتــرم
زیر تیغ یک تراش کُند ،چرخ شد خدای من شکست
از چه می نویسد این قلم ،اسم این غزل چه می شود
کفــــر کافـــــری ادیب یا ،شعـــــر شاعری خدا پرست
مریم جعفری آذرمانی
نظرات