نامه به هفده سالگی
این یه نامه شخصیه
حتی نمیدونم چرا دارم اینجا میذارمش
ولی واقعا میخوام هر کنکوری که داره اینو میخونه متوجه بشه که تنها نیست و منم این روزا رو داشتم
سلام مریم کلاس یازدهمی
من مریم ۲۱ ساله هستم .
خواستم بگم که میدونم با اینکه فشار زیادی روت حس میکردی و روز های تاریک و شبای ناراحت کننده ای رو پشت سر میذاشتی
میدونم که چقدر گریه کردی که آستینات خیس از اشکات میشد
میدونم سوم شدی ولی به خاطر اینکه اول نشدی سرزنش شدی
میدونم به خاطر آزمون های آزمایشی کلی مقایسه شدی و نا امید شدی
میدونم سردرد داشتی
میدونم مریض شدی و خسته شدی و بریدی
میدونم چقدر قضاوت شدی و چقدر آرزو ها و هدفات رو مسخره کردن
میدونم چقدر از سرو صدای بقیه اذیت شدی
میدونم چقدر از مقایسه ها آزرده شدی
میدونم چقدر بعد از مریض شدنت شکستی
میدونی بعد از دیدن یه اعتراضات خونبار دیگه به اون آدم سابق برنگشتی
تقصیر تو نبود
تو فقط میخواستی دیده بشی . شنیده بشی و به اندازه کافی خوب باشی بدون اینکه مجبور باشی اول باشی
تو تنبل نبودی بلکه ۳ سال جنگیدی این یعنی تو
شجاعی نه تنبل
من الان اینجام به خاطر تو
تو زنده موندی
و من قول میدم برای تو زندگی کنم نه برای تایید دیگران
تو نباید بمیری بلکه باید بدرخشی
تو به بهترین شکل ممکن از پس تمومشون بر اومدی
معذرت میخوام که نفمهیدم چقدر درد می کشی
حالا می فهمم پس بزار کمکت کنم
با آگاهی از عمق زخمت ولی با امید ترمیمش
و حالا میخوام منو ببخشی
و می خوام بقیه رو هم ببخشی
از فردا من مسئول آینده اتم
من میخوام از تو یه پزشک خوب و ماهر و قابل اعتماد بسازم
توی ۱۷ ساله میتونی استراحت کنی و بری
ممنون که دووم آوردی و بهم کمک کردی
حالا از اینجا به بعد من میخوام ادامه بدم
از طرف مریم دانشجو
به مریمی که بریده بود
تو ارزشمندی
نظرات (۲۶)