سایلن SILEN چپتر 11 پارت 2
فلاشبک دوم: قتل دوم — استاد پارک مینسو
(هفته بعد)
ساختمان علوم انسانی دانشگاه هانگسو
ساعت ۲۲:۴۰ شب
دوربینها؟ از کار افتادهاند.
شبکهیشان از داخل قطع شده.
سایلن قدمزنان در راهرو پیش میرود.
کیف دانشجوییاش همراه اوست.
در را میزند.
استاد از پشت میز صدایش میزند:
«بفرمایید.»
در باز میشود.
«سلام استاد… من یکی از دانشجوهای کلاس جامعه شناسی هستم.
میخواستم درباره نمرهم صحبت کنم.»
استاد نیملبخندی میزند.
«آهان… نمره؟ بیا تو، بشین.»
سایلن جلو میرود.
در بسته میشود.
استاد میچرخد تا پشت میز بنشیند.
نیشخند میزند، لب میترکند و میگوید:
«خب اول بگو، حاضری برای نمرهت چی کار کنی؟»
اما قبل از اینکه جمله تمام شود—
**ضربه.
سریع.
محکم.
دقیق.**
مشتی مستقیم به قفسه سینه.
صدای خرد شدن دندهها در سکوت اتاق.
استاد با چشمانی وحشتزده نفستنگی میکشد.
بدنش روی صندلی میافتد.
چند ثانیه تقلا… بعد سکوت.
سایلن آرام عقب میرود.
از کیفش فلشی بیرون میکشد.
روی آن با تکهکاغذ نوشته شده: سایلن.
فلش را روی میز، کنار دست جسد میگذارد.
در کشوی میز را باز میکند.
یک استیکر زرد دیگر.
روی آن نوشته شده:
«قانون برای همه برابر است…
تا وقتی قیمتش پرداخت شود.»
کشو بسته میشود.
چند ثانیه به جسد نگاه میکند.
هیچ لرزشی در نگاهش نیست.
فقط سکوت.
بازگشت به حال — دستشویی عمومی
آب همچنان در سینک میچکید.
سایلن دستهایش را خشک کرد.
نگاه کوتاهی به آینه انداخت.
نه شادی.
نه غم.
تنها خستگیِ یک تصمیم قطعی.
زیر لب گفت:
«… لازم بود.»
چراغ مهتابی بالا چشمک زد.
و بعد —
سایلن راه افتاد.
مثل سایهای بینام، در میان جمعیت بیچهرهی شهر.
:::
نظرات (۴)