SILEN
سایلن SILEN چپتر 23 پارت 1
جاده کوهستانی در تاریکی فرو رفته بود.
چراغهای جلو ماشین، پیچ باریک جاده را میشکافتند.
پشت فرمان، پارک تهسونگ نشسته بود. پسرش، پارک جونگهو، روی صندلی کناری موبایلش را بیحوصله بالا و پایین میکرد.
باد سردی میان درختها میپیچید.
ناگهان صدای کوتاه هشدار از داشبورد بلند شد.
روی صفحه دیجیتال پیغامی ظاهر شد.
Lane Assist Error
پارک تهسونگ اخم کرد.
«باز این سیستم لعنتی…»
فرمان را کمی چرخاند.
اما فرمان سفت شد.
ماشین خودش کمی به سمت راست کشیده شد.
جونگهو سرش را بالا آورد.
«بابا؟»
پارک با اخم فرمان را محکمتر گرفت.
«یه لحظه صبر کن…»
پدال ترمز را فشار داد.
هیچ واکنشی نبود.
صفحه دوباره چشمک زد.
System Failure
پارک زیر لب فحشی داد و با هر دو دست فرمان را کشید.
اما فرمان مثل سنگ شده بود.
ماشین با سرعت به پیچ نزدیک میشد.
چراغهای جلو برای لحظهای لبه دره را روشن کردند.
جونگهو با وحشت گفت:
«بابا ترمز کن!»
«نمیگیره!»
صدای برخورد فلز با گاردریل در شب پیچید.
ماشین از مانع عبور کرد.
بعد…
سقوط.
چراغها در تاریکی چرخیدند.
بدنه ماشین به صخرهها کوبیده شد.
شیشهها خرد شدند.
و چند ثانیه بعد…
دره دوباره ساکت شد.
چند ساعت بعد.
نور آبی و قرمز چراغهای پلیس جاده تاریک را روشن کرده بود.
پایین دره، ماشین مچاله شده میان سنگها افتاده بود.
تیم امداد کارشان را تمام کرده بودند.
کانگ جههیوک کنار نوار زرد ایستاده بود و به محل سقوط نگاه میکرد.
یکی از افسرها گفت:
«دو سرنشین. پدر و پسر.»
کانگ پرسید:
«اسمها؟»
افسر نگاهی به دفترچهاش انداخت.
«پارک تهسونگ… و پارک جونگهو.»
چند ثانیه سکوت.
باد سردی از دره بالا میآمد.
افسر ادامه داد:
«احتمالاً نقص سیستم خودرو یا از دست دادن کنترل در پیچ.»
کانگ چیزی نگفت.
نگاهش روی پیچ جاده ثابت ماند.
روی گاردریل شکسته.
در ذهنش فقط یک سؤال میچرخید.
تصادف؟
یا…
چند دقیقه بعد تیمها شروع کردند به جمع کردن تجهیزات.
نظرات