پارت-۸۸

بسته‌شد
بسته‌شد

منیژه:یاد خودمو بابات افتادم،،ارزو جون کاوه پسرداییم هست اومده بودن خونمون من سوال میکردم اینم دقیقا مثل باربد تو چش دوستش زل میزدو جواب میداد
کاوه:اره اخرم با دمپایی زدی تو کلم گفتی اشتباهی خرد
همه روده بر شده بودیم:شروع کنم؟
کیانا:اره داداش
کیان:فقط قبلش ارزو یه چیز بگم'صدات خیلی قشنگه و غرم زدی که بهت گیتار یاد نمیدن از فردا یا رفتیم تهران خودم بهت یاد میدم
بلند شدمو بپر بپر کردمو ادا بازی در اوردم دست خودم نبود خوشحال میشدم همین بودم بهد۱۰ دقیقه نشستم کیان با موبایلش اومد کنارمو فیلممو نشونم داد خودمم خندم گرفته بود:برام تو وات بفرست
گوشیمو روشن کردم برام اومد تایپ کردم:ممنون


حمایت؟ـنمیکینن نزارم:؟

نظرات (۴)

Loading...

توضیحات

پارت-۸۸

۱ لایک
۴ نظر

منیژه:یاد خودمو بابات افتادم،،ارزو جون کاوه پسرداییم هست اومده بودن خونمون من سوال میکردم اینم دقیقا مثل باربد تو چش دوستش زل میزدو جواب میداد
کاوه:اره اخرم با دمپایی زدی تو کلم گفتی اشتباهی خرد
همه روده بر شده بودیم:شروع کنم؟
کیانا:اره داداش
کیان:فقط قبلش ارزو یه چیز بگم'صدات خیلی قشنگه و غرم زدی که بهت گیتار یاد نمیدن از فردا یا رفتیم تهران خودم بهت یاد میدم
بلند شدمو بپر بپر کردمو ادا بازی در اوردم دست خودم نبود خوشحال میشدم همین بودم بهد۱۰ دقیقه نشستم کیان با موبایلش اومد کنارمو فیلممو نشونم داد خودمم خندم گرفته بود:برام تو وات بفرست
گوشیمو روشن کردم برام اومد تایپ کردم:ممنون


حمایت؟ـنمیکینن نزارم:؟