نقد فیلم کوتاه «همه‌چیز در معرض فروش»

Ali Rafiei Vardanjani
Ali Rafiei Vardanjani

همه‌چیز در معرض فروش با نوشته و کارگردانیِ حمیدرضا سنگیان خیلی کوچک‌تر از آن است که فُرم و مفهومی داشته باشد. این اثر که باید درباره‌ی آن گُفت: کارگردان یه چیزی از سینما دیده امّا یاد نگرفته چگونه سینما بسازد، از همان اپیزودِ آمپاس که موسیقی را از بند گسیخته در سکانسی بکار می‌گیرد مشخص می‌شود که چقدر نابلدانه پُشتِ دوربین رفته. مدیا در این مثلاً فیلم کوتاه حاصلِ چند سوژه‌ی غیرِ اجتماعی است که نه مسئله دارد و نه نزدیک مسئله می‌شود چرا که این یک قانونِ بزرگ در سینما و ادبیاتِ داستان‌گویی است، مفهوم باید از فیلترِ فُرم عبور کند تا از سوی مخاطب پذیرفته شود. متأسفانه نابلدیِ سنگیان نه فقط در دوربین روی دست‌هایی است که از مدیومِ گُفتمان بیرون‌زده‌اند بلکه در اپیزودیک بودنِ ماجرا هم استیصال‌زده عمل کرده. آمپاسِ بزرگِ مخاطب هنگامی به وقوع می‌پیوندد که متوجّهِ ارتباطِ ضمنی میان این اپیزودها نمی‌شود. فیلمِ مثلاً کوتاهی که چند سوژه در خود دارد و هرگز آن سوژه‌ها را به نتیجه نمی‌رساند. به عنوان مثال ما در اپیزودِ استیصال نمی‌فهمیم دختری که سرِ پدرش داد می‌زند و با او دعوا می‌کند چرا مردی را جهتِ تن‌فروشی می‌پذیرد که به پدرش سیگار و پول می‌دهد و... فیلم مابه‌ازای اجتماعی ندارد یعنی ما نخواهیم فهمید دختر، پدرش را دوست دارد تا حدّی که حاضر به تن‌فروشی برای او می‌شود یا از روی صحبت‌های برادرِ افسرده‌ای که فقط اسم‌اش است و ما هیچی از او نمی‌دانیم وادار به این کار شده؟ و...
متن کامل را در مجله اینترنتی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26290

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

نقد فیلم کوتاه «همه‌چیز در معرض فروش»

۰ لایک
۰ نظر

همه‌چیز در معرض فروش با نوشته و کارگردانیِ حمیدرضا سنگیان خیلی کوچک‌تر از آن است که فُرم و مفهومی داشته باشد. این اثر که باید درباره‌ی آن گُفت: کارگردان یه چیزی از سینما دیده امّا یاد نگرفته چگونه سینما بسازد، از همان اپیزودِ آمپاس که موسیقی را از بند گسیخته در سکانسی بکار می‌گیرد مشخص می‌شود که چقدر نابلدانه پُشتِ دوربین رفته. مدیا در این مثلاً فیلم کوتاه حاصلِ چند سوژه‌ی غیرِ اجتماعی است که نه مسئله دارد و نه نزدیک مسئله می‌شود چرا که این یک قانونِ بزرگ در سینما و ادبیاتِ داستان‌گویی است، مفهوم باید از فیلترِ فُرم عبور کند تا از سوی مخاطب پذیرفته شود. متأسفانه نابلدیِ سنگیان نه فقط در دوربین روی دست‌هایی است که از مدیومِ گُفتمان بیرون‌زده‌اند بلکه در اپیزودیک بودنِ ماجرا هم استیصال‌زده عمل کرده. آمپاسِ بزرگِ مخاطب هنگامی به وقوع می‌پیوندد که متوجّهِ ارتباطِ ضمنی میان این اپیزودها نمی‌شود. فیلمِ مثلاً کوتاهی که چند سوژه در خود دارد و هرگز آن سوژه‌ها را به نتیجه نمی‌رساند. به عنوان مثال ما در اپیزودِ استیصال نمی‌فهمیم دختری که سرِ پدرش داد می‌زند و با او دعوا می‌کند چرا مردی را جهتِ تن‌فروشی می‌پذیرد که به پدرش سیگار و پول می‌دهد و... فیلم مابه‌ازای اجتماعی ندارد یعنی ما نخواهیم فهمید دختر، پدرش را دوست دارد تا حدّی که حاضر به تن‌فروشی برای او می‌شود یا از روی صحبت‌های برادرِ افسرده‌ای که فقط اسم‌اش است و ما هیچی از او نمی‌دانیم وادار به این کار شده؟ و...
متن کامل را در مجله اینترنتی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26290