سایلن SILEN چپتر 5 پارت 1

۱۱ نظر گزارش تخلف
․․․․·❤ 성정윤 Song Jeong Yoon ❤·....
․․․․·❤ 성정윤 Song Jeong Yoon ❤·....

باران تازه بند آمده بود.

نور چراغ‌های پلیس روی آسفالت خیس خیابان می‌لرزید.

نوار زردرنگ صحنه جرم در باد آرام تکان می‌خورد.

چند افسر پلیس اطراف منطقه ایستاده بودند و مردم کنجکاو را عقب نگه می‌داشتند.

وسط کوچه، جسدی روی زمین افتاده بود.

دو افسر زانو زده بودند و با گچ سفید دور بدن مرد خط می‌کشیدند.

یکی از آن‌ها زیر لب گفت:

«پزشک قانونیه…»

افسر دیگر پوزخند زد.

«ظاهراً امروز خودش نیاز به پزشک قانونی پیدا کرده.»

صدای قدم‌هایی نزدیک شد.

افسرها کمی کنار رفتند.

کارآگاه کانگ جه هیوک از زیر نوار زرد عبور کرد.

کت تیره‌اش هنوز از باران نم داشت.

نگاهش سریع اما آرام اطراف صحنه را بررسی کرد.

بدون اینکه چیزی بگوید، چند ثانیه فقط ایستاد.

این عادتش بود.

اول نگاه می‌کرد.

بعد سؤال می‌پرسید.

یکی از افسرها جلو آمد.

«کارآگاه کانگ، قربانی دکتر لی سونگ‌ووئه. پزشک قانونی بیمارستان مرکزی.»

کانگ کنار جسد خم شد.

چهره مرد آرام بود.

تقریباً بیش از حد آرام.

هیچ نشانه‌ای از درگیری شدید دیده نمی‌شد.

کانگ گفت:

«زمان مرگ؟»

«حدود یک ساعت پیش.»

کارآگاه نگاهش را از جسد برداشت.

چیزی روی میز فلزی کوچک کنار دیوار توجهش را جلب کرد.

چند برگه.

او دستکش پوشید و به سمت میز رفت.

برگه‌ها گزارش آزمایش بودند.

کانگ یکی را برداشت.

نتایج یک پرونده تصادف.

در گزارش اول نوشته شده بود:

میزان الکل در خون قربانی: صفر.

او برگه بعدی را برداشت.

همان پرونده.

اما نتیجه فرق داشت.

میزان الکل در خون قربانی: 0.09

کانگ ابرویش را بالا برد.

افسر کنارش گفت:

«دو نسخه از یک گزارش…»

کانگ آرام گفت:

«یکی برای حقیقت.»

مکث کرد.

«یکی برای دادگاه.»

کنار برگه‌ها یک استیکر زرد چسبانده شده بود.

کانگ آن را برداشت.

دستخط مرتب و آرامی روی آن نوشته شده بود:

«سکوت هم یک انتخاب است…»

چند ثانیه سکوت شد.

افسر پرسید:

«کارآگاه… فکر می‌کنید انگیزه چی بوده؟»

کانگ به جسد نگاه کرد.

بعد به گزارش‌های دستکاری‌شده.

و دوباره به آن جمله.

او آرام گفت:

«این قتل نیست.»

افسر گیج شد.

«پس چیه؟»

کانگ استیکر را دوباره روی میز گذاشت.

نگاهش جدی‌تر شد.

«این…»

مکث کوتاه.

«یک بیانیه است.»

نظرات (۱۱)

Loading...

توضیحات

سایلن SILEN چپتر 5 پارت 1

۹ لایک
۱۱ نظر

باران تازه بند آمده بود.

نور چراغ‌های پلیس روی آسفالت خیس خیابان می‌لرزید.

نوار زردرنگ صحنه جرم در باد آرام تکان می‌خورد.

چند افسر پلیس اطراف منطقه ایستاده بودند و مردم کنجکاو را عقب نگه می‌داشتند.

وسط کوچه، جسدی روی زمین افتاده بود.

دو افسر زانو زده بودند و با گچ سفید دور بدن مرد خط می‌کشیدند.

یکی از آن‌ها زیر لب گفت:

«پزشک قانونیه…»

افسر دیگر پوزخند زد.

«ظاهراً امروز خودش نیاز به پزشک قانونی پیدا کرده.»

صدای قدم‌هایی نزدیک شد.

افسرها کمی کنار رفتند.

کارآگاه کانگ جه هیوک از زیر نوار زرد عبور کرد.

کت تیره‌اش هنوز از باران نم داشت.

نگاهش سریع اما آرام اطراف صحنه را بررسی کرد.

بدون اینکه چیزی بگوید، چند ثانیه فقط ایستاد.

این عادتش بود.

اول نگاه می‌کرد.

بعد سؤال می‌پرسید.

یکی از افسرها جلو آمد.

«کارآگاه کانگ، قربانی دکتر لی سونگ‌ووئه. پزشک قانونی بیمارستان مرکزی.»

کانگ کنار جسد خم شد.

چهره مرد آرام بود.

تقریباً بیش از حد آرام.

هیچ نشانه‌ای از درگیری شدید دیده نمی‌شد.

کانگ گفت:

«زمان مرگ؟»

«حدود یک ساعت پیش.»

کارآگاه نگاهش را از جسد برداشت.

چیزی روی میز فلزی کوچک کنار دیوار توجهش را جلب کرد.

چند برگه.

او دستکش پوشید و به سمت میز رفت.

برگه‌ها گزارش آزمایش بودند.

کانگ یکی را برداشت.

نتایج یک پرونده تصادف.

در گزارش اول نوشته شده بود:

میزان الکل در خون قربانی: صفر.

او برگه بعدی را برداشت.

همان پرونده.

اما نتیجه فرق داشت.

میزان الکل در خون قربانی: 0.09

کانگ ابرویش را بالا برد.

افسر کنارش گفت:

«دو نسخه از یک گزارش…»

کانگ آرام گفت:

«یکی برای حقیقت.»

مکث کرد.

«یکی برای دادگاه.»

کنار برگه‌ها یک استیکر زرد چسبانده شده بود.

کانگ آن را برداشت.

دستخط مرتب و آرامی روی آن نوشته شده بود:

«سکوت هم یک انتخاب است…»

چند ثانیه سکوت شد.

افسر پرسید:

«کارآگاه… فکر می‌کنید انگیزه چی بوده؟»

کانگ به جسد نگاه کرد.

بعد به گزارش‌های دستکاری‌شده.

و دوباره به آن جمله.

او آرام گفت:

«این قتل نیست.»

افسر گیج شد.

«پس چیه؟»

کانگ استیکر را دوباره روی میز گذاشت.

نگاهش جدی‌تر شد.

«این…»

مکث کوتاه.

«یک بیانیه است.»

موسیقی و هنر