دِلــتَــنــگــی' کپـــ
جانِ من،
این شهر بدونِ حضورِ تو،
حتی شلوغیهایش هم سرد و خالی به نظر میرسد.
تمام این مدت که نبودی،
جایِ خالیات و آن متانت و صبوریِ عجیبت در گوشهگوشهی خاطراتم سنگینی میکرد.
تو همیشه مثلِ کوهی در برابر طوفانها ایستادهای و همین آرامشِ بینظیرت بوده که همیشه به دلِ من قوتِ قلب میبخشید.
حالا که شنیدهام راهی شدهای
و همین "امروز و فردا" که میگویند راه رسیدن را کوتاه کرده،
دنیا برایم دوباره رنگ گرفته است.
آدمهایی مثل تو، وقتی برمیگردند،
انگار یکباره بذرِ امید را در دلِ آدم میکارند و غبارِ دلتنگی را میتکانند.
دیگر چیزی به رسیدنت نمانده؛
فقط زودتر بیا که اینجا همه چیز منتظر است تا دوباره با آمدنت،
حالِ این روزهایِ دلتنگیام خوب شود.
بیصبرانه چشمبهراهِ دیدارت هستم.
'از جـئـون هـاردِن (پـاپـی) بـه کـیـم اتـسـوهـی (تـاتـا)'
13:15 • جــمــعــه ســی مــرداد مــاهِ ســالِ 1405
دلـتـنـگـت-
https://www.namasha.com/channel7111034729
نظرات (۱۱)