SILEN
سایلن SILEN چپتر 15 پارت 1
ایستگاه پلیس مرکزی سئول – شب
نورهای مهتابی، سفید و سرد.
دفتر کارآگاه کانگ جههیوک، پر از پرونده، عکس، استیکرها، و بوی قهوهی مانده.
روی میز، دو عکس کنار هم گذاشته شده:
دکتر لی سونگوو، استاد پارک مینسو.
کنارشان، تکهاستیکر زردی با دستخطِ «سایلن» که با دقت چسبانده شده.
کانگ با خودکار سیاهش آرام روی دفتر یادداشت مینویسد:
گزارش گفتوگو با هان سوجون (دانشجوی رشته مهندسی کامپیوتر):
رفتار: آرام، کنترلشده، بدون نشانهی اضطراب.
پاسخها دقیق و کوتاه.
نگرش نسبت به قانون: خنثی، اما تحلیلی.
نکتهی قابلتوجه: واکنش صفر به پرسش دربارهی استاد پارک. بیاحساس… یا بیشازحد دقیق؟
ساکت میماند.
خودکار روی دفتر متوقف میشود.
نگاهش به خط آخر میافتد؛ آهسته خودش میخواند:
«بیاحساس… یا بیشازحد دقیق؟»
مکثی طولانی.
از روی میز فنجان قهوهاش را بلند میکند، اما قبل از خوردن، لبخند کوتاهی میزند.
«چقدر راحت، عین من…»
(خودش خندۀ خستهای میکند)
«یه پلیس نباید این رو بگه.»
به عقب تکیه میدهد؛ با انگشت اشارهاش ضربههای منظم روی میز میزند، درست مثل سوجون.
همان ریتم، همان ترتیب.
صدای در باز میشود.
نظرات (۳)