آپدیت یوتیوب بنگتن تی وی از Normal Log جیمین
الان حدود ساعت ۶ عصره.
آره، کنسرت تمپا تموم شده و حالا باید برای رفتن به الپاسو آماده بشیم. پس میرم وسایلمو جمع کنم.
لنزهام
[کفشهاشو یکییکی مرتب میکنه]
[وسط جمع کردن وسایل، حوصلهش سر میره و شروع میکنه شیطنت کردن]
شورت و جورابامو که نمیتونم نشونتون بدم.
[همهچی رو مرتب تا میکنه و میذاره توی چمدون]
تادا!
اینا مکملهامن. راستی، یادم افتاد الان بخورمشون.
[یادتون نره مکملهاتون رو بخورید!]
اینم ویتامین C ـه.
راستش نمیدونم دقیقاً چجوری باید بخورمش، برای همین مستقیم میریزم توی دهنم.
[هم چمدون جمع میکنه، هم حواسش به سلامتش هست]
میبینین؟ من الان درست نمیبینم. میبینین دارم چی کار میکنم؟ اوکی.
تا کردن لباس واقعاً اعصابخوردکنه.
اگه این شکلی تاشون کنم، همشون چروک میشن.
مثلاً اینجوری...
بیخیال، همینطوری تاشون میکنم. هیچ مشکلی هم پیش نمیاد.
چه دردسری...وواقعاً چه دردسریه.
ولی خب،داگه این شکلی تاشون کنم، قطعاً چروک میشن. دیگه جا نمیشه
[چمدون بستن با موفقیت به پایان رسید! بای بای ]
نظرات (۱)