رمان
پارت چهاردهم رمان
عصر یخبندان
پارت 14
و زنش هم سر پرستی برادر زادشو گرفته
خیلی اعصابم خورد بود که قراره پامو
بزارم تو خونه اون تنه لش واقعا صد
رحمت به سگ.
.....
Henna
امروز اقا مهمون دعوت کرده بود منم که
کنیز خونه بودم عمه نمونه میشه عمه من هه.
خیلی سر گیجه داشتم از سر کم خونی بود
ولی خب کسی رسیدگی نمیکرد
به قول خودشون همین که منو به عنوان
یه نون خور نگه داشتنم باید ممنون باشم.
خانواده راد خیلی از این فامیل خوشم
میاد مرده انگار سه تا پسر از این زنش
داشته یکی از پسراش رو دیدم خیلی
باهاله بزرگه رو ندیدم ولی...
ادامه دارد...
نویسنده: ساناز...
نظرات (۳)