INSOMNIUM - One For Sorrow

Insomnium

۳ ویدیو
In Vain -۳ / ۱

INSOMNIUM - One For Sorrow

۰ نظر گزارش تخلف
In Vain
In Vain

#Melodic_Death_Metal

متن آهنگ:

من آخرینم
آن که به گذشته چنگ می‌زند
آویزانِ چیزی که زمانی داشتیم
من آخرینم
کسی که این راه را انتخاب کرد
راهی برای قدم‌زدن در میان دنیای سایه‌ها
همیشه سهمم اندوه بود
هرگز بهره‌ای از عشق نداشتم
دو روح که از همان آغاز
محکوم به شکست بودند
همیشه سرنوشت ما اندوه بود
نه عشق
دو روح که برای جدایی
پیش از فرارسیدن شب مقدر شده بودند

و اینک من ایستاده‌ام
بی‌اعتقاد، بی‌امید
ناتوان از فرو ریختن دیوارهایی که مرا دربرگرفته‌اند
و باز ایستاده‌ام
پوسته‌ای از مردی که روزی بودم
محکوم به جهانی پر از کینه و رنج
دو نفر بودند که آذرخش را فراخواندند
اما یکی کافی بود تا باران فرو ببارد
دو نفر همه‌چیز را از هم گسستند
و یک نفر بارِ رنج را بر دوش کشید
دو نفر رؤیاها و شگفتی‌ها را درهم شکستند
و یک نفر همه چیزش را باخت
هر چه روزی زیبا و مقدس بود
به هیچ بدل شد، همه بیهوده بود

I am the last
The one who holds on past
Clinging on something we used to have
I am the last
The one who chose this path
To walk among the world of shadows
Always one for sorrow
Never one for love
Two souls destined to failure
Right from the start
It was always one for sorrow
Never one for love
Two souls set for departure
Before the nightfall
And here I stand
Devoid of faith, bereft of hope
Unable to break the walls around me
And here I stand
Shell of a man from past
Condemned to world of resentment
It took two to summon thunder
One to bring down the rain
Two to torn all asunder
One to suffer the pain
Two to crush dreams and wonders
One to lose everything
All one beautiful and sacred
Nothing but in vain

نظرات

در حال حاضر امکان درج نظر برای این ویدیو غیرفعال است.

توضیحات

INSOMNIUM - One For Sorrow

۲ لایک
۰ نظر

#Melodic_Death_Metal

متن آهنگ:

من آخرینم
آن که به گذشته چنگ می‌زند
آویزانِ چیزی که زمانی داشتیم
من آخرینم
کسی که این راه را انتخاب کرد
راهی برای قدم‌زدن در میان دنیای سایه‌ها
همیشه سهمم اندوه بود
هرگز بهره‌ای از عشق نداشتم
دو روح که از همان آغاز
محکوم به شکست بودند
همیشه سرنوشت ما اندوه بود
نه عشق
دو روح که برای جدایی
پیش از فرارسیدن شب مقدر شده بودند

و اینک من ایستاده‌ام
بی‌اعتقاد، بی‌امید
ناتوان از فرو ریختن دیوارهایی که مرا دربرگرفته‌اند
و باز ایستاده‌ام
پوسته‌ای از مردی که روزی بودم
محکوم به جهانی پر از کینه و رنج
دو نفر بودند که آذرخش را فراخواندند
اما یکی کافی بود تا باران فرو ببارد
دو نفر همه‌چیز را از هم گسستند
و یک نفر بارِ رنج را بر دوش کشید
دو نفر رؤیاها و شگفتی‌ها را درهم شکستند
و یک نفر همه چیزش را باخت
هر چه روزی زیبا و مقدس بود
به هیچ بدل شد، همه بیهوده بود

I am the last
The one who holds on past
Clinging on something we used to have
I am the last
The one who chose this path
To walk among the world of shadows
Always one for sorrow
Never one for love
Two souls destined to failure
Right from the start
It was always one for sorrow
Never one for love
Two souls set for departure
Before the nightfall
And here I stand
Devoid of faith, bereft of hope
Unable to break the walls around me
And here I stand
Shell of a man from past
Condemned to world of resentment
It took two to summon thunder
One to bring down the rain
Two to torn all asunder
One to suffer the pain
Two to crush dreams and wonders
One to lose everything
All one beautiful and sacred
Nothing but in vain

موسیقی و هنر