پارت اول رمان

رمان

۲۱ ویدیو

پارت شونزدهم رمان

Baby sanazi(درخواستی میزارم)
Baby sanazi(درخواستی میزارم)

عصر یخبندان
پارت16
رفتم و لباس هامو تنم کردم واقعا بهم میومد

البته که من هر چی بپوشم بهم بیاد

Karen

جمع اعصابمو خورد کرده بود اینا از بس ور میزنن خسته نمیشن

داشتم به کارای فردام فکر میکردم که یه سینی اومد جلوم

_بفرمایید

خندم گرفت مگه خاستگاریه برداشتم و رد شد

همون لحظه مغزم یه جرقه زد چهره این دختره

اشنا بود هم چهرش و هم صداش

من اینو کجا دیدم با دستی که به شونم کشیده شد

رشته افکارم پاره شد

_تو فکری رفیق

_رفیق؟

_رفیق میشیم

_میل ندارم

_چه بد اخلاق

مونده بودم اخلاق من به این گاو چه ربطی داشت

یه نگا به...

ادامه دارد...

نویسنده: ساناز...

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

پارت شونزدهم رمان

۱۲ لایک
۰ نظر

عصر یخبندان
پارت16
رفتم و لباس هامو تنم کردم واقعا بهم میومد

البته که من هر چی بپوشم بهم بیاد

Karen

جمع اعصابمو خورد کرده بود اینا از بس ور میزنن خسته نمیشن

داشتم به کارای فردام فکر میکردم که یه سینی اومد جلوم

_بفرمایید

خندم گرفت مگه خاستگاریه برداشتم و رد شد

همون لحظه مغزم یه جرقه زد چهره این دختره

اشنا بود هم چهرش و هم صداش

من اینو کجا دیدم با دستی که به شونم کشیده شد

رشته افکارم پاره شد

_تو فکری رفیق

_رفیق؟

_رفیق میشیم

_میل ندارم

_چه بد اخلاق

مونده بودم اخلاق من به این گاو چه ربطی داشت

یه نگا به...

ادامه دارد...

نویسنده: ساناز...