مقاله 02: تفاوت مقام حکایت، روایت و حداثت | فصل 1 | ذهن وحیانی
ذهن وحیانی تقدیم می کند:
مقاله 02: تفاوت مقام حکایت، روایت و حداثت
شناخت در انسان از حالت شکلی شروع میشود و به استخراج مفاهیم منجر میگردد. شناخت شکلی به ایجاد فضای ذهن شکلی کمک مینماید ولی تمرکز با عبور از فضای شکلی، انسان را به فضای مفاهیم و ادراکِ معنا سوق میدهد. حال میگوییم هر ممکن الوجودی به عنوان رابط فضای بیشکل و فضای شکلی از دید یک ناظر، در مقام حکایت است.
حکایت فرآیندی است که در آن آدمی با توجه به یک ممکن الوجود، با عبور از ذهن شکلیِ خود به فضای مفاهیم و ادراک وارد میشود. پس نشانه بروز حکایت، حذف فضای شکلی و ارتباط نزدیک با مفاهیم است.
روایت فرآیندی است که در آن آدمی با روبرو شدن با ممکن الوجود، در ذهن شکلی خود متوقف شود. پس نشانه بروز روایت، شناخت شکلی بر اساس قراردادهای جَعلی خواهد بود. جَعل به معنای قرارداد و فرض است. حال با دو انسان روبرو هستیم، یک انسان با تجربه فضای مفاهیم و ادراکِ معنا و دیگری با تجربه شکلی و قراردادی.
دنیای شکلی پیوسته با تحولِ مناظر همراه است و انسان را با حوادث روبرو مینماید. انسانی که ذهن ادراکِ معنا را داراست به علت توانایی عبور از ظواهرِ شکلی میتواند در برخورد با حوادث، تحلیلِ مناسبی از وضعیت واقع شده ارائه دهد. اما انسانی که ذهن شکلی دارد به علت عدم تطابق شرایط موجود با فرضهای قراردادی خود، دچار سردرگمی و حیرت خواهد شد.
حِداثت فرآیندی است که در آن آدمی با استفاده از مفاهیم و ادراک کسب شده و عبور از فضای شکلیِ قراردادی به تحلیلِ شرایطِ جدیدِ محیط خود میپردازد.
Article 02: Differences between the states of parable, narration, and novelty | Revelation Mind
https://www.youtube.com/watch?v=YTT1z-B6lkw
نظرات