"گلِ پرپر شده" / ویدیو مال هاناکوعه ساری/
دلِ آدمی،
گاهی شبیه گلی است
که روزی در سکوتِ وجودش شکفته بود.
نه گلی باشکوه در باغی بزرگ—
فقط شکوفهای آرام
که با اندکی امید
با اندکی رؤیا
زندگی میکرد.
اما جهان،
با همان بیملاحظگی همیشگیاش،
آرامآرام از کنارش عبور میکند.
یک کلمهٔ تلخ،
یک سکوتِ طولانی،
یک خداحافظیِ بیتوضیح…
و ناگهان
یکی از گلبرگها میافتد.
دل هنوز زنده است؛
اما چیزی از آن کم شده.
بعد گلبرگ دیگری میریزد—
شاید با شبی که خواب نمیآید،
یا با روزی که آدم
بیدلیل خستهتر از همیشه بیدار میشود.
و چنین است
که بیآنکه کسی بفهمد
گلِ درونِ آدمی
گلبرگ به گلبرگ
پرپر میشود.
تا سرانجام روزی میرسد
که دل هنوز در سینه میتپد
اما شکوفهای در آن نمانده است.
و آنگاه آدمی میفهمد
ویرانی همیشه با صدای بلند نمیآید؛
گاهی
تنها
در سکوتِ افتادنِ گلبرگها
رخ میدهد.
نظرات (۱۰)