Malice Mizer - SADNESS

Visual kei

۲۹ ویدیو
In Vain -۲۹ / ۹

Malice Mizer – Sadness ~ I know the reason of her sadness

۰ نظر گزارش تخلف
In Vain
In Vain

در شبی مهتابی، این رنج دوباره زنده می‌شود
می‌خواهم آن را درون بدنم حبس کنم و هرگز رهایش نکنم
نوری که سرریز می‌کند، همان‌طور که هست، لخت و عریان
آن را در بدنم دریافت می‌کنم و تمام رنج‌ها را نیز تحمل می‌کنم

دعا کن برای ماه مینیاتوری
من دعایم را همراه با اشکم تقدیم می‌کنم
تمام این احساس‌ها
سوار بر باد می‌شوند و به سوی تو می‌روند

دعا کن برای ماه مینیاتوری
حتی رویا دیدن هم مانند یک خیال است
تمام این احساس‌ها
درون دستان خالی‌ام، غمگینانه می‌چرخند

دعا کن برای ماه مینیاتوری
من دعایم را همراه با اشکم تقدیم می‌کنم
تمام این احساس‌ها
سوار بر باد می‌شوند و به سوی تو می‌روند

دعا کن برای ماه مینیاتوری
حتی رویا دیدن هم مانند یک خیال است
تمام این احساس‌ها
درون دستان خالی‌ام، غمگینانه می‌چرخند

در شبی مهتابی، این رنج دوباره زنده می‌شود
آن را درون خودت حبس کن – حتی در خواب هم رهایش مکن...

On the night of a moonlit evening, this suffering revives
I want to lock it inside my body and never let it go
The overflowing light, just as it is, naked as it is
I receive it into my body, and take in all the suffering as well

Pray for miniature moon
I offer my prayer together with my tears
All these feelings
Ride on the wind and go to you

Pray for miniature moon
Even dreaming feels like a dream
All these feelings
Spin sadly inside my empty hands

Pray for miniature moon
I offer my prayer together with my tears
All these feelings
Ride on the wind and go to you

Pray for miniature moon
Even dreaming feels like a dream
All these feelings
Spin sadly inside my empty hands

On the night of a moonlit evening, this suffering revives
Lock it inside you – don't let it go, even in a dream...

نظرات

در حال حاضر امکان درج نظر برای این ویدیو غیرفعال است.

توضیحات

Malice Mizer – Sadness ~ I know the reason of her sadness

۴ لایک
۰ نظر

در شبی مهتابی، این رنج دوباره زنده می‌شود
می‌خواهم آن را درون بدنم حبس کنم و هرگز رهایش نکنم
نوری که سرریز می‌کند، همان‌طور که هست، لخت و عریان
آن را در بدنم دریافت می‌کنم و تمام رنج‌ها را نیز تحمل می‌کنم

دعا کن برای ماه مینیاتوری
من دعایم را همراه با اشکم تقدیم می‌کنم
تمام این احساس‌ها
سوار بر باد می‌شوند و به سوی تو می‌روند

دعا کن برای ماه مینیاتوری
حتی رویا دیدن هم مانند یک خیال است
تمام این احساس‌ها
درون دستان خالی‌ام، غمگینانه می‌چرخند

دعا کن برای ماه مینیاتوری
من دعایم را همراه با اشکم تقدیم می‌کنم
تمام این احساس‌ها
سوار بر باد می‌شوند و به سوی تو می‌روند

دعا کن برای ماه مینیاتوری
حتی رویا دیدن هم مانند یک خیال است
تمام این احساس‌ها
درون دستان خالی‌ام، غمگینانه می‌چرخند

در شبی مهتابی، این رنج دوباره زنده می‌شود
آن را درون خودت حبس کن – حتی در خواب هم رهایش مکن...

On the night of a moonlit evening, this suffering revives
I want to lock it inside my body and never let it go
The overflowing light, just as it is, naked as it is
I receive it into my body, and take in all the suffering as well

Pray for miniature moon
I offer my prayer together with my tears
All these feelings
Ride on the wind and go to you

Pray for miniature moon
Even dreaming feels like a dream
All these feelings
Spin sadly inside my empty hands

Pray for miniature moon
I offer my prayer together with my tears
All these feelings
Ride on the wind and go to you

Pray for miniature moon
Even dreaming feels like a dream
All these feelings
Spin sadly inside my empty hands

On the night of a moonlit evening, this suffering revives
Lock it inside you – don't let it go, even in a dream...

موسیقی و هنر