شبحِ عذر خواهی_ کپشن؛
حمایت؟؟
《شبحِ عذر خواهی》
وقتی لبانم به لبان تو میرسد،
نه از طعم بوسه، که از مزه ی ممنوعهای سرخوشم،
وسوسهای که چون آتشی در جانم زبانه میکشد.
قرار بود آغوش گرم تو، پناهگاه امن من باشد،
نه قصاص عشقی که گناهش را ندانسته مرتکب شدم.
من تو را چون گلی معصوم در دستان پر از خونم نگه داشتم،
دستانی که آلوده به گناه ناکردهی عشق بودند،
و این عشق، همانند نگهداری از یک فرشته در جهنم بود.
قلب نازنینت را، نه یک بار، که هزاران بار شکستم،
آن را به تکههای کوچک و دردناکی خرد کردم.
چشمهایم بسته بود بر رنجی که بر چهرهات سایه انداخته بود،
و حالا، در این شب تاریک، تنها صدای شکستن قلبهایمان را میشنوم،
پژواکی تلخ از عشقی که فریاد میزند... ما در ظلمت، به هم گره خوردهایم.
آن قلب پاک تو، شایستهی تنهایی در این سیاهی نبود،
قرار بود من، همان فانوس راهت باشم،
تا در آغوش بگیرمت، از گزند روزگار در امانت بدارم.
اما چه افسوس که هیولای درون من، چیره شد،
و دستی که باید حامی میبود، خود مسبب درد شد.
من، آن دیوِ تباهی گشتهام که بر جانِ عزیزترینم، زخم زد.
Min royong~۱۴:۰۰
نظرات