سایلن SILEN چپتر 4 پارت 1

۱۰ نظر گزارش تخلف
․․․․·❤ 성정윤 Song Jeong Yoon ❤·....
․․․․·❤ 성정윤 Song Jeong Yoon ❤·....

دو روز بعد.

سالن تمرین تقریباً خالی بود.

بیشتر اعضای تیم ملی برای اردو رفته بودند.

تشک‌های آبی و قرمز زیر نور سفید سالن برق می‌زدند.

هان سوجون تنها وسط سالن ایستاده بود.

صدای قدم‌هایش روی تشک نرم می‌پیچید.

او به آینه‌ی بزرگ دیوار نگاه کرد.

لباس تکواندو سفید.

کمربند مشکی.

همان لباسی که همیشه پوشیده بود.

اما امروز… چیزی فرق داشت.

قبلاً وقتی مبارزه می‌کرد،

به امتیاز فکر می‌کرد.

به داورها.

به قوانین.

به مدال.

امروز به چیز دیگری فکر می‌کرد.

او آرام حالت مبارزه گرفت.

پای چپ جلو.

پای راست عقب.

چند ضربه‌ی آزمایشی زد.

آپ‌چاگی.

دولیو چاگی.

حرکت‌ها دقیق بودند.

مثل همیشه.

اما سوجون ناگهان ایستاد.

آرام گفت:

«خیلی قابل پیش‌بینیه.»

در مسابقه، حریف انتظار ضربه از جلو را دارد.

همه آماده‌اند.

همه دفاع می‌کنند.

اما اگر ضربه از جایی بیاید که ذهن حتی آماده‌ی دیدنش نیست…

سوجون آرام شروع به حرکت دایره‌ای کرد.

یک قدم.

دو قدم.

بدنش نیم‌چرخ زد.

بعد ناگهان — بدون هشدار —

پایش از زاویه‌ای عجیب بالا رفت.

뒤후려차기

(Back Hook Kick)

اما نه مستقیم.

از یک زاویه‌ی کور.

اگر حریفی روبه‌رویش بود،

حتی فرصت دیدنش را هم نداشت.

پایش در هوا ایستاد.

سوجون آرام آن را پایین آورد.

در آینه به خودش نگاه کرد.

در ذهنش تصویر پارک جونگ‌هو ظاهر شد.

آن پسر هرگز انتظار حمله نداشت.

هیچ‌وقت لازم نبود انتظار داشته باشد.

پول همیشه از او محافظت کرده بود.

سوجون دوباره حرکت کرد.

این بار سریع‌تر.

قدم.

چرخش.

زاویه.

ضربه.

اگر این یک مبارزه واقعی بود…

گردن حریف می‌شکست.

سالن در سکوت فرو رفت.

سوجون نفس آرامی کشید.

او دیگر تمرین نمی‌کرد.

او داشت محاسبه می‌کرد.

در تکواندو، بهترین ضربه همیشه قوی‌ترین ضربه نیست.

بهترین ضربه

ضربه‌ای است

که هرگز دیده نمی‌شود.

سوجون به آینه نزدیک شد.

به چشمان خودش نگاه کرد.

و برای اولین بار فهمید:

اگر روزی کسی بپرسد

قاتل از کجا حمله کرد…

پاسخ همیشه یکی خواهد بود.

«از جایی که انتظارش را نداشتند.»

:::

نظرات (۱۰)

Loading...

توضیحات

سایلن SILEN چپتر 4 پارت 1

۶ لایک
۱۰ نظر

دو روز بعد.

سالن تمرین تقریباً خالی بود.

بیشتر اعضای تیم ملی برای اردو رفته بودند.

تشک‌های آبی و قرمز زیر نور سفید سالن برق می‌زدند.

هان سوجون تنها وسط سالن ایستاده بود.

صدای قدم‌هایش روی تشک نرم می‌پیچید.

او به آینه‌ی بزرگ دیوار نگاه کرد.

لباس تکواندو سفید.

کمربند مشکی.

همان لباسی که همیشه پوشیده بود.

اما امروز… چیزی فرق داشت.

قبلاً وقتی مبارزه می‌کرد،

به امتیاز فکر می‌کرد.

به داورها.

به قوانین.

به مدال.

امروز به چیز دیگری فکر می‌کرد.

او آرام حالت مبارزه گرفت.

پای چپ جلو.

پای راست عقب.

چند ضربه‌ی آزمایشی زد.

آپ‌چاگی.

دولیو چاگی.

حرکت‌ها دقیق بودند.

مثل همیشه.

اما سوجون ناگهان ایستاد.

آرام گفت:

«خیلی قابل پیش‌بینیه.»

در مسابقه، حریف انتظار ضربه از جلو را دارد.

همه آماده‌اند.

همه دفاع می‌کنند.

اما اگر ضربه از جایی بیاید که ذهن حتی آماده‌ی دیدنش نیست…

سوجون آرام شروع به حرکت دایره‌ای کرد.

یک قدم.

دو قدم.

بدنش نیم‌چرخ زد.

بعد ناگهان — بدون هشدار —

پایش از زاویه‌ای عجیب بالا رفت.

뒤후려차기

(Back Hook Kick)

اما نه مستقیم.

از یک زاویه‌ی کور.

اگر حریفی روبه‌رویش بود،

حتی فرصت دیدنش را هم نداشت.

پایش در هوا ایستاد.

سوجون آرام آن را پایین آورد.

در آینه به خودش نگاه کرد.

در ذهنش تصویر پارک جونگ‌هو ظاهر شد.

آن پسر هرگز انتظار حمله نداشت.

هیچ‌وقت لازم نبود انتظار داشته باشد.

پول همیشه از او محافظت کرده بود.

سوجون دوباره حرکت کرد.

این بار سریع‌تر.

قدم.

چرخش.

زاویه.

ضربه.

اگر این یک مبارزه واقعی بود…

گردن حریف می‌شکست.

سالن در سکوت فرو رفت.

سوجون نفس آرامی کشید.

او دیگر تمرین نمی‌کرد.

او داشت محاسبه می‌کرد.

در تکواندو، بهترین ضربه همیشه قوی‌ترین ضربه نیست.

بهترین ضربه

ضربه‌ای است

که هرگز دیده نمی‌شود.

سوجون به آینه نزدیک شد.

به چشمان خودش نگاه کرد.

و برای اولین بار فهمید:

اگر روزی کسی بپرسد

قاتل از کجا حمله کرد…

پاسخ همیشه یکی خواهد بود.

«از جایی که انتظارش را نداشتند.»

:::

موسیقی و هنر