نــقــابــ★ (کپ)
بعضی آدمها، چهرهای برای روشنایی دارند و چهرهای برای سایه؛
در حضور تو لبخند میزنند، و در غیاب تو، حقیقتِ دیگری را زندگی میکنند.
آنها استادِ نقشاند؛
نه چون عمیقاند،
بلکه چون عادت کردهاند خودِ واقعیشان را پشتِ صورتهایی موقت پنهان کنند.
آدمِ دورو، همیشه با کلماتش شناخته نمیشود؛
گاهی با فاصلهای که میان حرف و عملش میگذارد،
گاهی با نگاهی که بیش از حد آرام است،
و گاهی با مهربانیای که بوی حسابگری میدهد.
او ممکن است همراهِ تو باشد،
اما هرگز تماماً با تو نیست.
در کنار تو مینشیند،
اما دلش در جای دیگری ایستاده است.
دوروها از آن دسته آدمهاییاند که حقیقت را نه بهخاطر احترام،
بلکه بهخاطر منافعشان تغییر میدهند.
امروز میتوانند از چیزی دفاع کنند،
و فردا همان چیز را انکار کنند؛
بیآنکه حتی لحظهای از تناقض خود خجالت بکشند.
برای آنها، صداقت گاهی فقط ابزاریست؛
نه یک انتخاب، نه یک ارزش.
اما دنیا، با همهی صبوریاش،
آخرِ هر نقابی را میشناسد.
هیچ چهرهای برای همیشه نمیماند،
و هیچ دروغی تا ابد، قامتِ حقیقت را پنهان نمیکند.
آدمهای دورو شاید مدتی فضا را فریب دهند،
اما در نهایت، وزنِ رفتارشان از لبخندشان سنگینتر میشود.
و چه تلخ است که گاهی زخمِ این آدمها،
نه از دشمنیِ آشکار،
بلکه از نزدیکیِ پنهانشان میآید؛
از همان جایی که انتظارِ صداقت داشتی،
اما با سایهای روبهرو شدی که خودش را دوست جا زده بود.
مریم،مری-
نظرات