《اشکم دونه دونه از دیده روونه...》(ادیت احساسی از سریال میان قدم ها؛دکتر عشق) اما مین جه هم خیلی گناه دارهههه*کپشن*
دل من هنوز جوونه
نکنه تنها بمونه...
وقتی به احساسات و فکر های توی سر مین جه فکر میکنم واقعا دلم براش میسوزه و غصه ام میشه
این خیلی حس بدیه که ادم همش فکر کنه که نسبت به بقیه کافی نیست و ازشون کمتره ...احساسی که خودم هم ی مدتیه دارم تجربه اش میکنم ...آدمو از پا در میاره این احساس ناکافی بودن ...وقتی یوجین بعد از کفش هدیه دادن تنهاش گذاشت و فرار کرد میدونم خودشم شُکه شده بود و قلبش شکسته بود ولی دردش برای مین جه خیلی بدتر بود
احتمالا تمام اون شب توی سرش از خودش پرسیده بوده که چرا من؟!چرا من نا کافی ام ؟!چرا مثل بقیه عادی نیستم نکنه ترسوندمش نکنه نا امیدش کردن و امثال این فکر ها ...
پ.ن:انقدر توی ذهنم به مین جه و یوجین فکر میکنم که هر اهنگی میشنوم ایده میاد توی سرم که ازشون ادیت بزنم
نظرات