HATRED¹

۲۱ نظر گزارش تخلف
(GOLSA)♥︎(K-POPER)♥︎(رمان YOU)♥(رمان HATRED)♥︎(فن واقعی بین آیدلاش فرق نمیزاره)

رورا: 20 ساله.... دانشجوی موسقی..... از خون خوشش میاد...به خاطر همین رنگ قرمز رو خیلی دوست داره....همه نوع سازی میزنه...اما بیشتر گیتار رو دوست داره..... مادرش در بچگی مرده.... یک برادر بزرگتر داره..... پدر سختگیری داره.... از همه ی پسرای دیگه بدش میاد....

از دید رورا....

نیلی: 24 ساله....خدمتکار شخصیه رورا..... از بچگیش در اختیار خانواده رورا بوده...

رورا روی تخت مخمل قرمزش خوابیده بود...
نیلی آروم وارد اتاق میشه
نیلی : خانم..... بیدار شید وقتشه به دانشگاه برید.... اولین روزتونه... نمیخواید که دیر برسین....
رورا پاشد و روی تخت نشست....
رورا : اه..... باید برم ... باشه ممنون که گفتی....
نیلی از اتاق بیرون رفت.....
رورا از روی تخت بلند شد و رفت دوش گرفت...
اومد بیرون و شروع کرد به خشک کردن موهاش.... بعد از چند دقیقه لباس پوشیدن.... یک شلوار بگ ذغالی و یک تیشرت لش قرمز و کفش های اسپرت..... کیف و گیتارشو برداشت و در اتاق رو باز کرد.....
با خودش : خب اولین روزمه... چند وقت رو خودم کار کردم.... به هیچ عنوان عاشق کسی نمیشم... این اولین قانون.... دوم.... فاصله ام رو با بقیه حفظ میکنم.... سوم.... دانشجوی نمونه میشم....

رورا از اتاق بیرون اومد و از پله ها به سمت سالن غذا خوردی رفت.....

نظرات (۲۱)

Loading...

توضیحات

HATRED¹

۳۱ لایک
۲۱ نظر

رورا: 20 ساله.... دانشجوی موسقی..... از خون خوشش میاد...به خاطر همین رنگ قرمز رو خیلی دوست داره....همه نوع سازی میزنه...اما بیشتر گیتار رو دوست داره..... مادرش در بچگی مرده.... یک برادر بزرگتر داره..... پدر سختگیری داره.... از همه ی پسرای دیگه بدش میاد....

از دید رورا....

نیلی: 24 ساله....خدمتکار شخصیه رورا..... از بچگیش در اختیار خانواده رورا بوده...

رورا روی تخت مخمل قرمزش خوابیده بود...
نیلی آروم وارد اتاق میشه
نیلی : خانم..... بیدار شید وقتشه به دانشگاه برید.... اولین روزتونه... نمیخواید که دیر برسین....
رورا پاشد و روی تخت نشست....
رورا : اه..... باید برم ... باشه ممنون که گفتی....
نیلی از اتاق بیرون رفت.....
رورا از روی تخت بلند شد و رفت دوش گرفت...
اومد بیرون و شروع کرد به خشک کردن موهاش.... بعد از چند دقیقه لباس پوشیدن.... یک شلوار بگ ذغالی و یک تیشرت لش قرمز و کفش های اسپرت..... کیف و گیتارشو برداشت و در اتاق رو باز کرد.....
با خودش : خب اولین روزمه... چند وقت رو خودم کار کردم.... به هیچ عنوان عاشق کسی نمیشم... این اولین قانون.... دوم.... فاصله ام رو با بقیه حفظ میکنم.... سوم.... دانشجوی نمونه میشم....

رورا از اتاق بیرون اومد و از پله ها به سمت سالن غذا خوردی رفت.....