جادوی لبخند تو؛ پارت اول(کپشن)

جادوی لبخند تو

۱۹ ویدیو

جادوی لبخند تو؛ ادامه پارت پنجم(در کپشن♡)

ALD1_UNIVERSE|گونوو فرشته‌ی الیز♡
ALD1_UNIVERSE|گونوو فرشته‌ی الیز♡

روها، که کنار در ایستاده بود و با چشمانی گشاد شده شاهد این صحنه بود، آهی لرزان کشید. نور ضعیفی که هنوز در گوشهٔ اتاق سوسو می‌زد، گویی با او همدردی می‌کرد.
قانون... دوباره شکسته شد.روها با صدایی که به سختی شنیده می‌شد، زیر لب گفت. این دیگه جابه‌جایی نیست... این یه... انعکاسه. تا وقتی حقیقت رو پیدا نکنید، هر دوی شما در بدن خودتون گیر افتادید، اما با خاطرات و حس و حال همدیگه. شما همدیگه رو حس می‌کنید، اما بدن‌ها مال خودتونه. این قانونِ تازه... قانونِ بازتاب گمشده است.
گونو و میسو، هر کدام در کالبد خود، به هم نگاه کردند. حالا نه فقط با ترس، بلکه با احساس عمیق‌تری از سردرگمی و ناامیدی. انگار در یک کابوس تکراری گیر افتاده بودند، اما این بار، واقعیت تلخ‌تر بود. چون دیگر امید چندانی به بازگشت کامل نبود، مگر آنکه حقیقت  گمشده را پیدا می‌کردند.
نور ضعیف اتاق، بازتابی گنگ از دو چهرهٔ وحشت‌زده را بر دیوار انداخته بود؛ دو چهره که متعلق به خودشان بود، اما حس و حالش، متعلق به دیگری.

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

جادوی لبخند تو؛ ادامه پارت پنجم(در کپشن♡)

۲ لایک
۰ نظر

روها، که کنار در ایستاده بود و با چشمانی گشاد شده شاهد این صحنه بود، آهی لرزان کشید. نور ضعیفی که هنوز در گوشهٔ اتاق سوسو می‌زد، گویی با او همدردی می‌کرد.
قانون... دوباره شکسته شد.روها با صدایی که به سختی شنیده می‌شد، زیر لب گفت. این دیگه جابه‌جایی نیست... این یه... انعکاسه. تا وقتی حقیقت رو پیدا نکنید، هر دوی شما در بدن خودتون گیر افتادید، اما با خاطرات و حس و حال همدیگه. شما همدیگه رو حس می‌کنید، اما بدن‌ها مال خودتونه. این قانونِ تازه... قانونِ بازتاب گمشده است.
گونو و میسو، هر کدام در کالبد خود، به هم نگاه کردند. حالا نه فقط با ترس، بلکه با احساس عمیق‌تری از سردرگمی و ناامیدی. انگار در یک کابوس تکراری گیر افتاده بودند، اما این بار، واقعیت تلخ‌تر بود. چون دیگر امید چندانی به بازگشت کامل نبود، مگر آنکه حقیقت  گمشده را پیدا می‌کردند.
نور ضعیف اتاق، بازتابی گنگ از دو چهرهٔ وحشت‌زده را بر دیوار انداخته بود؛ دو چهره که متعلق به خودشان بود، اما حس و حالش، متعلق به دیگری.