SILEN
سایلن SILEN چپتر 12 پارت 1
محل حادثه — دانشگاه هانگسو، دفتر استاد پارک
نور آفتاب از میان پردههای نیمهکشیده روی زمین پخش شده.
هوا بوی الکل و جوهر گرفته.
جسد استاد دیگه رفته، اما سکوت اتاق هنوز سنگینه.
افسر «چوی» با دستکشهای نایلونی داره کشو رو میگردونه.
چند خودکار، چند برگه… و بعد مکث.
نگاهش خشک میمونه روی چیزی ته کشو.
آروم خم میشه، با موچین از لای مقواها بیرون میکشه.
یه استیکر زرد کوچک.
بازش میکنه، روی نوشته تمرکز میکنه.
ابروهاش از هم باز میشن.
«قانون برای همه برابر است…
تا وقتی قیمتش پرداخت شود.»
چوی لحظهای بیصدا میمونه؛ بعد رو به افسر کناریش:
«فکر میکنم باید اینو بدی به کارآگاه کانگ.»
نظرات (۲)