انگیزشی
حالا تو بین ستاره ها هستی:)
تو ی کتابی میخوندم : اسم شخصیت هاش مک و آدنا بودن:)
ادنا:من ستاره ها رو میشمارم... برای اینکه خوابم ببره.
مک:همیشه برام سواله چطور چیزی انقدر میتونه روشن بدرخشه حتی وقتی تاریکی داره قورتش میده:)
ادنا: من امیدوارم اونا بدونن چقدر تحسینشون میکنم
مک:مطمئنم حتی ستاره هام بهت حسودی میکنن=)
ادنا:چی؟
مک: تو باعث میشی حتی ستاره هام حسودی کنن. چون ی روزی --خیلی دور از حالا-- اون بالا کنارشون خواهی بود و باعث میشی دیگه هیچ کدومشون به چشم نیان:)
ادنا: توعم اون بالا پیشمی؟
مک: اگه اونقدر خوش شانس باشم:)
ادنا: قول بده من نمیخوام تنها باشم...
مک: قول میدم دنا :))
شبتون بخیر^^
نظرات (۸۲)