رفتیم پیش یه عده دخترا و باهاشون اشنا شدم . اریکا گفت : راستی تو از کجا اومدی ؟ - ایران . - ایران چیه ؟ - ایران کشوره . - خخخخ اها ملت اینجا نمیدونن ایران چی هست اصلا . همینطوری داشت راه میرفتم و هواسم هم به جلوم نبود . هر لحظه سرعتم بیشتر میشد . دیدم که دو متر اونور تر اون پسره لایتو واسه اون یکی که اسمش ایاتو بود زیر پایی گرفت . ایاتو هم حواسش نبود پخش زمین شد . همون لحظه تمرکزم رو از دست دادم و نتونستم ترمز کنم . هیچی دیگه ..... چشمتون روز بد نبینه افتادم رو ایاتو .