دکلمه نشانی هفتم :شعر سید علی صالحی با صدای رضا پیر بادیان دیگر دکلمه های رضا پیر بادیان در وبلاگ زیر http://pirbadian.blogsky.com/
نشانی هفتم
میدانم حالا سالهاست که دیگر هیچ نامهای به مقصد نمیرسد حالا همه میدانند که همهی ما یکطوری غریب یک طوری ساده و دور وابستهی دیرسالِ بوسه و لبخند و علاقهایم.
آن روز همان روز که آفتاب بالا آمده بود دفتر مشق ما هنوز خوابِ عصر جمعه را میدید. ما از اولِ کتاب و کبوتر تا ترانهی دلنشین پریا ریرا و دریا را دوست میداشتیم.
دیگر سراغت را از نارنجِ رها شده در پیالهی آب نخواهم گرفت دیگر سراغت را از ماه، ماهِ درشت و گلگون نخواهم گرفت دیگر سراغت را از گلدانِ شکسته بر ایوانِ آذرماه نخواهم گرفت دیگر نه خوابِ گریه تا سحر، نه ترسِ گمشدن از نشانیِ ماه، دیگر نه بُنبستِ باد و نه بلندای دیوارِ بیسوال ...! من، همین منِ ساده ... باور کن برای یکبار برخاستن هزارهزار بار فروافتادهام.
دیگر میدانم نشانیها همه دُرُست! کوچه همان کوچهی قدیمی و کاشی همان کاشیِ شبْ شکستهی هفتم، خانه همان خانه و باد که بیراه و بستر که تهی!
ها ریرا، میدانم حالا میدانم همهی ما جوری غریب ادامهی دریا و نشانیِ آن شوقِ پُر گریهایم. گریه در گریه، خنده به شوق، نوش! نوش ... لاجرعهی لیالی! در جمع من و این بُغضِ بیقرار، جای تو خالی!