سرگرمی و طنز ورزشی کارتون و انیمیشن علم و فن آوری خودرو و وسایل نقلیه آموزش موسیقی و هنر اخبار و سیاست حیوانات و طبیعت بازی حوادث مذهبی

پارت-۸۶

ادامه
۱۴۰۰/۰۶/۲۹
اشکام اومدن:بنی قول بده باهام عوۻ نشی قول بده خودتو اذیت نکنی قول بده مثل رمانا ترکم نکنی بری خارج تا فراموشم کنی
بنی:قول که نه ولی سی میکنم چون انتظار نداری عشق۱۶ سالمو یه روزه فراموش کنم هووم؟
دوباره اشکام:نـچ ولی،،منو،،ببخش
شونه های بنیامین لرزید ینی داشت گریه میکرد خدایا من چکار کردم باعث گریه بنی شدم خدایا منو لعنت کن طاقت اشکاشو نداشتم عقب عقب رفتمو پرت شدم تو استخر...
"از زبون دانای کل"
ارزو:نـچ ولی،،منو،،ببخش
شونه های بنیامین لرزید اشکاش یکی بهد یکی دیگری میومدن حتی فکرشم نمیکرد این دختر به او نه بگه تموم خاطراتشون و مسخره بازیاشون جلو چشاش رد شد و اشکاش میومدن با صدای چیزی که تو اب پرت شد برگشت و ارزو دید که شنا کردن بلد نبودو تو اب غرق بود به خودش اومدو با داد اسمشو صدا کرد با دادای بنیامین همه از خونه بیرون اومدن بنیامین پرید تو استخرو ارزو رو اورد بیرون دستاشو رو سینش گذاشتو فشار دادولی ارزو حرکتی نکرد دخترا همه داشتن گریه میکردن و پسراهم هراسون بودن حتی باربدی که امروزا عجیب این دختر براش مهم بود بنیامین لب هایشو به نزدیکی لبای ارزو برد فکرشم نمیکرد اولین باری که لباش به لبای عشقش بخوره برای دادن تنفس به او است چند بار این کارو تکرار کرد که ارزو سرفه زدو بیدار شد خودشو انداخت تو اغوش بنیامین و گریه کرد:دیگه هیچوقت گریه نکن هیچوقت
بنیامین:چشم عزیزم چشم گلم چشم ارزو مردم ارزو مردم هی خدا شکرت که هستی
همه با تعجب به حرفای ارزو و بنیامین نگاه میکردن به خودشون اومدونو با دو به سمت ارزو رفتنو از او حالش را پرسیدند
"از زبون ارزو"
گلاره:الزو دوبی؟نگاه گلیه کلدم به خاطلت
لبخندی به روش زدم:عه وا خانم دیگ گریه نکنیا منم خوبم
منیژه(مادر کیانا اینا):خوبی دخترم؟سکته کردم ب خدا
-خوبم منیژه جون ترو خدا ببخشید امشب کلا زحمت دادیم
منیژه:این چه حرفیه بلند شو کیانا بهت لباس بده بیایین شام
-چشم
بلند شدمو مهیا و کیانا دنبالم اومدن:ارزو رفتیم خونه بهم توۻیح میدی فهمیدی یا جرت بدم؟
-مهیا خانم این به اون درولی خوب چشم تا رفتیم خونه توۻیح میدم الانم ساکت شو
کیانا:ای بابا بگیر لباستو بپوش
لباسو که یه شلوار کالباسی با تیشرتی همرنگش استیناشم تا ارنجم میومد و طرح دختری روش بود پوشیدم موهامم کیانا با اصرار با سشوار خشک کردو منم لعنتش کردم