نقد فیلم پیکی بلایندرز
.
پیکی بلایندرز: مرد نامیرا که محصولی فُرمالیته از بیبیسی است، یک سلطهجوییِ رسانهای در پوستِ داستانگویی برای سینما است. این هژمونیْ در جمیعِ جهات تلاش میکند با حقانیتطلبیِ یک امرِ باطل ضدِّ قهرمان را به قهرمانی نمادین تبدیل کند و نیازِ چُنین پوستاندازیای جنگ و مذاکره است. اگر بخواهیم تأویلِ امروزیای از فیلم داشته باشیم میتوانیم شخصیتِ تامی شلبی، کلین مورفی، را برآمده از مقاصدِ سیاسیِ انگلیس بدانیم که دستنشاندههای خود آمریکا و اسرائیل را به جُرمِ عدمِ رعایتِ قوانینِ مَن در بیاری، در یک خوکدونی به لجن میکشد و تنبیه میکند. جنگْ سیاستِ نامیرایی برای تسلطِ اقتصادی و فرهنگی بر ممالک است و رسانهی انگلیسیها در این بین وظیفهی مالهکشیدن بر این پُلِتیکِ کثیف را دارد. سعودی اینترنشنال ذاتِ تجزیهطلبانهی بیبیسی را ایفا میکند که این وسط من و تو نیز با اضافه کردنِ جذابیتهای سرگرمکننده به نمایشِ خود تلاش دارد تا ذهنِ بیننده را شستوشو دهد. سریالِ «پیکی بلایندرز» یک محصولِ سفارشی است که نسخهی سینمایی آن «پیکی بلایندرز: مرد نامیرا» قصد ندارد ذهنیتی را تغییر دهد بلکه ذهنیتِ مستعدِ تغییر را به ثباتِ هژمونیک خود میرساند؛ به این فُرمولِ دراماتیک توجّه کنید که نسخهی سینمایی ساختن از یک محصولی که با قُلدری خودش را در اذهانِ مُستعد جا داده بسیار کار غیرِ حرفهای است؛ با گردن کُلُفتی نمیشود فیلم ساخت و...
متن کامل را در فارس تعاملی بخوانید.
https://farsnews.ir/alirafieivardanjani/1774441593808997104
نظرات