نقد فیلم هراس انگیز
هراسانگیز با نوشته و کارگردانیِ ناتاشا کرمانی فیلمی برای هیچ است. اثری که با جهتگیریهای فمینیستی سعی در بروز اختلالاتِ انسانی به واسطهی رویا و ساختِ خیال دارد. به پلاتِ فیلم توجّه کنید: آنْ زنی که همسرِ خود، شِیمس، را به نوعی مرموز از دست داده حال با مادرِ همسرش زندگی میکند که او در جاهطلبیهای غیرانسانیاش پسرش را به قتل میرساند و آن کلاهخود را نفرین شده مینامد در صورتیکه این تربیتِ ضدِّ انسانی و ضدِّ زنانهی او است که باعث شده فرزندش کلاهخودی طاعون گرفته را سر کند و به نفرین دُچار شود. این وسط همهی سکانسهایی که آن را همراه با شِیمس و یاگو در حالِ بازی نشان میدهد اضافه هستند و همچنین تاییدِ این که آن حرفِ مادر شوهرش را به یاگو میزند: تو همیشه نسبت به شِیمس حسادت میورزیدی خطرناکتر. فیلم اگرچه در ظاهر با توسل به کلیسا، انسانیت، جذابیتِ جنسی، احساسات و باورها در حالِ دفاع از زنانی است که همسرانِ خود را به جنگ فرستادند و از این که او برنگشته افسرده هستند امّا در باطن در حالِ فریادِ آزادی خواهیِ این زنان از بندِ مذهب، باورهای اخلاقی و احساسات است و با خوانشِ غلط از فمینیسم سعی دارد کاراکترِ آنْ را یک قهرمانِ زن برای داستان نشان دهد.
متن کامل را در مجله سینمایی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26091
نظرات